عرضه محصولات ویدیویی،نرم افزار

برای خرید محصول و مشاهده توضیحات روی توضیحات کلیک کنید

45000 تومان

 

برای خرید و مشاهده توضیحات روی گزینه توضیحات کلیک کنید

30000 تومان

جهت توضیحات بیشتر به بخش توضیحات مراجعه کنید... 

۲۰۰۰۰ تومان


راهبردهای تحقق همت مضاعف، کار مضاعف
13 ارديبهشت 1389 ساعت 18:21 | بازدید : 324 | نویسنده : محمدرضاربی زواره | ( نظرات )

 

راهبردهای تحقق همت مضاعف، کار مضاعف

28/1/1389

استفاده اصولی از منابع مختلف همانند نفت و استحصال منابع با تکنولوژی روز و هماهنگ شدن با سند چشم‌انداز و حرکت بر اساس قانون برنامه مواردی است که نیاز به همت مضاعف و کار مضاعف دارد.

 

رهبر معظم انقلاب با نام‌گذاری سال 1378، به عنوان سال امام خمینی(ره) سنتی جدید را برای نام‌گذاری سال‌ها در کشور ایجاد کردند.سنتی که اگرچه پیش از این در پیام‌های نوروزی ایشان وجود داشت اما به شکل مدون و تأثیر‌گذار که بتواند حرکتی را در جامعه ایجاد کند از سال 78 آغاز شد.این سنت حسنه از سال 82 با نام‌گذاری این سال به نام خدمتگزاری حالتی جدی‌تر به خود گرفت و تکاپو در بین مسؤولان را برای رسیدن به خواست‌های معظم‌له که در حقیقت خواست‌های نهایی عموم جامعه بود را بیش از پیش کرد.اما آن چیز که در این بین اذهان جامعه را به خود مشغول کرده، این سؤال است که آیا تمامی خواست‌های مقام معظم رهبری در نام‌گذاری سال‌ها محقق می‌شود؟ در این زمینه برخی از کارشناسان معتقدند که تمامی خواست‌های رهبری در خصوص این نام‌گذاری محقق نشده و قصوری در بخش‌های مختلف وجود دارد.این موضوع با آغاز سال 1389 و نام‌گذاری این سال به نام همت مضاعف و کار مضاعف دستمایه گزارش خبرنگار ما شد تا در گفت‌وگو با کارشناسان راهبردهای تحقق شعار همت مضاعف و کار مضاعف را مورد بررسی قرار دهد.

 

طبق گذشته عمل شود، تغییر در کار نخواهد بودحجت‌الاسلام احمد سالک در گفت‌وگو با «جوان» در خصوص نام‌گذاری سال جدید به نام همت مضاعف و کار مضاعف گفت: به نظر من چند نکته در این زمینه قابل ذکر است.نکته اول نگاه دقیق به محتوای کلید واژه همت از نگاه علمای علم اخلاق و عرفان و دانشمندان است.چراکه همت از نگاه عرفا به معنای بیدار شدن است.کسی بیدار است که آگاه باشد و محیط پیرامونی خود را شناسایی کند و جایگاه خود را در نظام حکومتی بشناسد. وی در ادامه افزود: شناخت جایگاه حکومتی فرد در نظام حکومتی باعث می‌شود که افراد معایب و نقایص سال گذشته را شناسایی و برای سال 89 برنامه‌ای جدید تنظیم کنند.بنابراین اگر کسی بیدار نشود نمی‌تواند به این موضوع پی ببرد. حجت‌الاسلام سالک ادامه داد: نکته دوم در این خصوص این است که باید چیزی را که مانع بیداری است از بین باید برد.مبارزه با تنبلی و سستی، مبارزه با بی‌برنامگی و از این قبیل رفتارها باید سرلوحه کار آحاد مردم قرار بگیرد تا افراد صاحب همتی بلند شوند که در جهت خدمت به مردم کار کنند. وی این راهبردها را مهم و اساسی ارزیابی کرد و افزود: به اعتقاد من اگر به این موضوعات دقت نشود و اگر بخواهند طبق روال گذشته عمل کنند چیزی تغییر نخواهد کرد. سخنگوی جامعه روحانیت مبارز با طرح این سؤال که چگونه باید باشیم تصریح کرد: این چگونگی باید با شعار سال تنظیم شود.باید خود و محیط کار و رسالت خود را دقیق بشناسیم و در مسؤولیتی که نظام بر عهده ما گذاشته است تجدید نظر کنیم.نکته دوم در این خصوص این است که باید به نقاط قوت خود بیش از نقاط ضعف دقت کنیم و نکته سوم این است که بدانیم سر سفره‌ای نشسته‌ایم که متعلق به حضرت مهدی (عج) است و خون شهدا و جانبازان به این سفره برکت داده است و در نهایت نکته چهارم این است که باید بر اساس خواسته‌های امام و مقام معظم رهبری عمل کنیم.

 

راهکارها چیست؟وی لازمه شناخت را مطالعه دقیق و عمیق در موقعیت مسؤولان و مردم دانست و افزود: این مطالعه عمیق و علمی ما را از کارهای هیاتی و بدون توجه به مسائل جامعه?شناختی و روانشناسی دور نگه می‌دارد و به سمت کار علمی سوق می‌دهد. وی راهبرد دیگر در این خصوص را مشورت با انسان‌های خبره در رشته‌های مختلف دانست و افزود: این مشاوران باید علاقه‌مند به دین ولایت و مردم باشند. حجت‌الاسلام سالک همچنین توصیه کرد تا نشست‌های بدون تبلیغات اما با محتوا و دقیق برای پیشبرد اهداف جمهوری اسلامی و تحقق عدالت برگزار شود. وی به آحاد جامعه توصیه کرد تا هرکسی در رشته خود تلاش کند که وابستگی به غرب و شرق و بیگانگان را قطع کند. این روحانی در این خصوص به موضوع وابستگی کشور به صنعت نفت اشاره کرد و افزود: مسؤولان باید وابستگی کشور به این ماده را کم و قطع کنند و میزان صادرات تولیدات داخلی را بالا ببرند و یک رقابت در سطح بازارهای در اختیار ما به وجود بیاورند. این راهکار در جهت این همت بلند میزان خودکفایی جامعه در عرصه‌های مختلف بیشتر و بیشتر می‌کند.سال کار مضاعف سال استفاده بهینه از سرمایه‌های کشورسید کاظم دلخوش عضو کمیسیون اقتصادی مجلس هم در این زمینه گفت: به اعتقاد من از این شعارها قابل?استنباط است که ما باید فرهنگ عمومی کشور را به سمت الگوهای درست دینی و اخلاقی سوق بدهیم چراکه نام‌گذاری سال‌ها دقیقاً این الگوی درست را برای جامعه تبیین می‌کند. وی در ادامه افزود: ولی تا چه حد به این شعارها جامه عمل پوشیده می‌شود باید بررسی بیشتری شود.سال اصلاح الگوی مصرف برای مردم و مدیران جامعه یک درس برای ساماندهی خواسته‌ها و توقعات بود. این نماینده مجلس ادامه داد: امسال هم سال همت مضاعف و کار مضاعف برای استفاده بهینه و اصولی از منابع کشور است.به هر حال همین که فکرها به این سمت و سو فرستاده شده است بسیار قابل تقدیر است اما مسؤولان باید برای تحقق این موضوع برنامه‌ریزی کنند. وی به مسائل قابل بررسی در این سال اشاره کرد و افزود: در حوزه اقتصاد بهره وری درست از منابع مالی کشور، نوع تجارت‌ها، نوع صادرات و واردات و نوع تولید، استفاده اصولی از منابع مختلف همانند نفت و استحصال منابع با تکنولوژی روز و هماهنگ شدن با سند چشم‌انداز و حرکت بر اساس قانون برنامه مواردی است که نیاز به همت مضاعف و کار مضاعف دارد.

 

دستگاه‌ها اهتمام کنندجواد آرین منش عضو کمیسیون فرهنگی مجلس نیز در این خصوص اظهار کرد: هر فرد و سازمانی باید در حوزه وظایف و ماموریت‌های خود به وظایفش عمل کند و راه‌های عملی شدن را در همین اوایل سال تا آخر فروردین مشخص کند و ماموریت های سازمانی و گروهی و خانوادگی را مورد ارزیابی قرار دهد و ببیند با توجه به این شعار چگونه می‌تواند کار مضاعف انجام دهد. وی در ادامه افزود: علاوه بر این باید موانع سد راه انجام کار مضاعف و تلاش بیشتر و دستیابی به اهداف بلند‌تر را شناسایی و بر طرف کند و دستگاه اجرایی هم همین کار را انجام دهد. در کنار این مجلس شورای اسلامی هم موانع قانونی توسعه کشور را شناسایی و مرتفع کند و وزارتخانه‌ها ببینند که چه کاری می‌توانند انجام دهند که حوزه کاری آنها نسبت به گذشته چند برابر شود و به نام‌گذاری رهبر معظم انقلاب اهتمام شود. وی در ادامه افزود: البته رهبری برخی از این مصادیق را نظیر عرصه علم و تحقیق و پژوهش و تولید علم و دانش، ارتقای کمی و کیفی تولیدات داخلی، توسعه اشتغال، بهداشت سلامت و مبارزه با فقر و فساد را برشمردند اما کار مضاعف به اینها منحصر نمی‌شود و اینها مصداق است. آرین‌منش وظیفه دستگاه‌های فرهنگی را فرهنگ‌سازی در خصوص همت مضاعف و کار مضاعف عنوان کرد و افزود: کار در دیدگاه دینی ما نوعی عبادت تلقی می‌شود.ما باید قداست و ارزش معنوی کار را از طریق ابزارهای فرهنگی نظیر مطبوعات، سینما، رسانه ملی، مراکز علمی و فرهنگی و هنرمندان با زبان هنر معرفی کنیم تا مردم بتوانند اهمیت و جایگاه کار را از نگاه دینی و ایرانی بشناسند.

 

از کار نباید قانع شدحجت الاسلام محمد تقی رهبر دیگر نماینده مجلس و عضو کمیسیون قضایی نیز در این خصوص گفت: همت و کار مضاعف باید در جهت تحقق سند چشم‌انداز و سیاست‌های نظام باشد و نباید از انجام کار در این خصوص احساس قناعت کنیم چراکه به فرموده امام ما هنوز در ابتدای راه هستیم و اگر بخواهیم سرلوحه کشورهای اسلامی باشیم باید این همت و کار مضاعف را بیش از پیش ادامه دهیم. وی تصریح کرد: رهبر انقلاب در پیام نوروزی خود فرمودند که مردم ایران درخشیدند و حال این مردم مشکلات زیادی دارند که همت و کار مضاعف مسؤولان را می‌طلبد. این شعار نباید به صورت تابلو سر چهارراه‌ها نصب شود و همانند اصلاح الگوی مصرف به ورطه فراموشی سپرده شود و بدون بازدهی باقی بماند. عضو کمیسیون قضایی مجلس همچنین به موارد کار مضاعف در زمینه قضا اشاره و افزود: در سال همت و کار مضاعف باید امنیت قضایی را برای مردم تأمین کنیم و به سمت اسلامی شدن دستگاه قضایی برویم تا از حجم پرونده‌ها و حجم جرایم در کشور کاسته شود. وی خاطر نشان کرد: متأسفانه قوانین ما نارسایی دارد و بازدارنده نیست.ما این نکته را هم به آقای لاریجانی و هم به آقای شاهرودی متذکر شدیم اما اتفاقی نیفتاد.امیدورایم در سال جدید این موضوع نیز با همت و کار مضاعف بر طرف شود.

|
امتیاز مطلب : 12
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4


بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی
13 ارديبهشت 1389 ساعت 18:15 | بازدید : 326 | نویسنده : محمدرضاربی زواره | ( نظرات )

 

بیانات در اجتماع زائران و مجاوران حرم مطهر رضوی

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌
الحمد للَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد
و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين المكرّمين
سيّما بقيّةالله فى الأرضين‌

 خداوند متعال را از اعماق جان سپاسگزارم كه يك بار ديگر و يك سال ديگر اين توفيق را عنايت فرمود كه روز اول سال در كنار شما برادران و خواهران زائر و مجاورِ اين سرزمين پاك و مقدس، در كنار مرقد مطهر حضرت ابى‌الحسن على‌بن‌موسى‌الرضا (صلوات الله و سلامه عليه) باشم و از فيوضات اين روز و از فرصت بزرگ ديدار شما برادران و خواهران عزيز بهره‌مند شوم. اولاً تبريك عرض ميكنم حلول سال نو و عيد نوروز را به همه‌ى ملت ايران، به شما برادران و خواهران عزيز، و مطالبى را در اين مناسبت عرض ميكنم.

 مطلب اوّلى كه مورد نظر است كه عرض بشود، به مناسبت گذشتن سى و يك سال از استقرار نظام جمهورى اسلامى، يك تعريف قرآنى از نظام مقدس اسلامى و از حكومت اسلامى است. اساس حكومت اسلامى و شاخص عمده‌ى اين حكومت عبارت است از استقرار ايمان؛ ايمان به خدا، ايمان به تعاليم انبياء و سلوك در صراط مستقيمى كه انبياء الهى در مقابل پاى مردم قرار دادند. اساس، ايمان است. فرستادن پيامبران الهى براى هدايت انسانها و ايجاد جوامع دينى و الهى در طول تاريخ تا امروز، در درجه‌ى اول براى اين مقصود است. لذا ميفرمايد: «انّا ارسلناك شاهدا و مبشّرا و نذيرا. لتؤمنوا باللَّه و رسوله و تعزّروه و توقّروه و تسبّحوه بكرة و اصيلا».(1) يعنى هدف از فرستادن پيغمبران الهى، ايمان به خدا، دل بستن به ذات الهى و راه الهى، و دل بستن به آن تعاليمى است كه انبياء الهى به انسان تعليم داده‌اند. اين در سوره‌ى مباركه‌ى «انّا فتحنا» است. در سوره‌ى مباركه‌ى احزاب ميفرمايد: «انّا ارسلناك شاهدا و مبشّرا و نذيرا. و داعيا الى اللَّه».(2) رسالت پيغمبر، دعوت به خداست؛ اين، اساس كار است. آن چيزى كه به عنوان شاخص، ميان نظام اسلامى و جامعه‌ى اسلامى و همه‌ى جوامع بشرى وجود دارد، در درجه‌ى اول اين نكته است؛ مسئله‌ى ايمان به خدا، ايمان به غيب، ايمان به راهى كه خداوند متعال براى سعادت دنيوى و اخروى انسان در مقابل بشر قرار داده است. اگر امروز نظام جمهورى اسلامى در مقابل نظامهاى گوناگون عالم سخنى براى گفتن دارد، مطلبى براى تحدى در قبال نظامهاى مادى در نظام جمهورى اسلامى وجود دارد، به خاطر همين است كه شاخص عمده، ايمان است. امروز بشر به خاطر بى‌ايمانى، دچار منجلابهاى گوناگون زندگى است. بنابراين شاخص عمده، ايمان است. ايمان به خدا و راه خدا و راه انبياء - كه دنبال آن، عمل به اين تعاليم است - فقط براى تعالى معنوى نيست؛ اگرچه عمده‌ترين ثمره‌ى آن، تعالى معنوى و تكامل انسانى و اخلاقى است؛ چون دنيا مزرعه‌ى آخرت است. از حركت در زندگى دنياست كه انسان ميتواند مدارج و معارج را طى كند و پيش برود. لذا زندگى مادى هم در گروى ايمان به خداست. پس ايمان به خداى متعال نه فقط سعادت معنوى را تأمين ميكند، بلكه سعادت مادى را هم تأمين ميكند. ايمان به خداى متعال موجب ميشود كه بشر در زندگى مادىِ خود بتواند همه‌ى آن چيزهائى را كه انسان به آن نيازمند است، به دست بياورد. «و لو انّهم اقاموا التّورية و الانجيل و ما انزل اليهم من ربّهم لأكلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم»؛(3) اگر اقامه‌ى دين بشود، اگر تعاليم اسلامى در جامعه عمل بشود، انسانها از لحاظ رفاه به آن حدى ميرسند كه هيچ نيازى براى آنها باقى نماند كه تأمين نشده باشد. از لحاظ آسايش معنوى و روانى انسان، احساس امنيت و آرامش، باز نقش ايمان برجسته است. به گفته‌ى قرآن: «قد جائكم من اللَّه نور و كتاب مبين. يهدى به اللَّه من اتّبع رضوانه سبل السّلام»؛(4) راه‌هاى سلامت را، راه‌هاى آرامش را، راه‌هاى امنيت روانى را قرآن به انسان تعليم ميدهد؛ اين راهى است كه بشر را به آرامش روانى ميرساند؛ يعنى همان چيزى كه امروز دنيا در فقدان آن، در حال التهاب است. پيشرفت مادى هست، پيشرفت فناورى و علمى هست، ثروتهاى كلان در دست جوامع هست؛ اما آسايش نيست، آرامش نيست. اين به خاطر كمبود اين عنصر اساسى در زندگى انسان است، كه عبارت است از ايمان. اين يك مطلب اساسى با استفاده‌ى از قرآن كريم است كه در جمهورى اسلامى، من و شما، همه‌ى آحادمان، همه‌ى جوانهايمان، همه‌ى نسلهاى رو به جلو كه ميخواهند فرداى سعادتمندى را براى كشورشان و براى خودشان و براى فرزندانشان تأمين كنند، بايد به اين توجه داشته باشند. اساس كار در نظام اسلامى ايمان است، كه بايد اين ايمان را تأمين كرد؛ نه فقط در دل، بلكه در عمل، در برنامه‌ريزى‌ها و در همه‌ى اقدامها.

 امسال سى و دومين سالى است كه نظام جمهورى اسلامى تشكيل شده است؛ يعنى دومين سال از دهه‌اى است كه اعلام شد دهه‌ى پيشرفت و عدالت است. شعار پيشرفت و عدالت، يك شعار محورى است؛ يك مطلب اساسى است؛ يك نياز است. در اين مرحله، هدف كلان ملت عزيز ما و مسئولان بايد پيشرفت و عدالت باشد. «پيشرفت» و «عدالت» دو خواسته‌اى است كه انسانها به آن نيازمندند. پيشرفت، يعنى از لحاظ علم و عمل و آنچه كه در دنيا براى يك جامعه لازم است، به نتائج مطلوب برسد. عدالت هم يعنى ميان انسانها تبعيض وجود نداشته باشد، بى‌عدالتى نباشد، ظلم نباشد. هر دو خواسته، جزو خواسته‌هاى اساسى و اصلى و ديرين بشريت است، كه تا تاريخ بشر وجود داشته است، اين دو خواسته، خواسته‌ى اصلى انسانها بوده است: پيشرفت و عدالت. اين شعارها را ميشود داد؛ مهم اين است كه كِى ميشود به اين شعارها عمل كرد. ما در نظام جمهورى اسلامى، اين دهه‌ى چهارم را هنگام مناسب براى عمل در جهت رسيدن به اين دو شعار يافتيم. پيشرفت را ميشود به معناى حقيقى كلمه به دست آورد؛ عدالت را هم با رشدى كه در جامعه‌ى ما هست، با آگاهى و بصيرتى كه مردم ما بحمداللَّه پيدا كرده‌اند، موانع را شناخته‌اند، اهداف را تشخيص داده‌اند، دوست و دشمن را امروز جوانهاى ما تشخيص ميدهند، اگر مسئولى در پى عدالت باشد، ميتواند در جامعه‌ى ما مقدمات استقرار عدالت كامل را فراهم كند. البته اين كارِ كوتاه‌مدت نيست، كارِ بلندمدت است. بنابراين اين دهه را، دهه‌ى پيشرفت و عدالت در نظر ميگيريم. هر اقدامى كه ميشود، هر برنامه‌ريزى‌اى كه ميشود، بايد اين دو عنصر در آن ملحوظ باشد؛ هم در جهت پيشرفت جامعه باشد، هم در جهت عدالت باشد.

 كشور آمادگى‌هاى زيادى دارد. عزيزان من! در اين سى سال، ملت و كشور در همه‌ى زمينه‌ها پيشرفت كرده است. زمينه براى يك حركت عظيم و بنيانى، يك حركت محسوس كه اثر آن را در زندگى مردم بشود ملاحظه كرد، فراهم است. ما هم در زمينه‌ى زيرساختهاى اقتصادى پيشرفتهاى زيادى كرده‌ايم. در زمينه‌ى زيرساختهاى ارتباطى و مواصلاتى كارهاى بزرگى انجام گرفته است. در زمينه‌ى پيشرفت علمى و فناورى، يك روند پرشتابى از چندى قبل تاكنون آغاز شده است. ملاحظه ميكنيد؛ در زمينه‌هاى علمى، جوانان ما، دانشگاهيان ما، برجستگان و نخبگان ما به يك مراحلى دست پيدا ميكنند كه براى يك كشورى كه از مرحله‌ى دانش و تحقيق و فناورى و ابتكار علمى بسيار دور بوده است و فاصله داشته است، بسيار چيزهاى عجيبى است.

 جوانان عزيز! امروز در كشور شما چيزهائى كه ايران را در رديف ده كشور اول دنيا قرار ميدهد، يا در رديف هشت كشور اول دنيا قرار ميدهد، كم نيست. در بخشهاى مختلف، در بخشهاى علوم زيستى، علوم نانو، علوم فضائى، علوم گوناگون، شما مى‌بينيد دانشمندان كشور - كه عمدتاً هم همين جوانان پرشور و پرشوق و پرنشاط هستند - توانسته‌اند كشور را به اينجا برسانند كه بگويند در اين مقوله، ايران جزو هشت كشور دنياست؛ در اين مقوله، ايران جزو ده كشور اول دنياست؛ يعنى اين پيشرفت عظيمى است، اين يك جايگاه مهمى است براى كشور.

 در زمينه‌ى اعتبار و اقتدار منطقه‌اى و بين‌المللى، امروز نظام جمهورى اسلامى و دستگاه اسلامى در كشور ما، آنچنان از ابهت و اهميتى در چشم كشورها برخوردار است كه دشمنان ما هم اعتراف ميكنند كه اعتبار بين‌المللى جمهورى اسلامى جزو برترينِ كشورهاى همسطح خود و كشورهائى است كه ميتوانند اثرگذار باشند. ميتوان گفت جمهورى اسلامى از لحاظ اعتبار بين‌المللى و سياسى در منطقه، در درجه‌ى اول قرار دارد. افرادى كه بهترين تعبير درباره‌ى آنها اين است كه انسان بگويد كوته‌بينند و دقت نظر ندارند، ميشنويد از آنها كه گاهى از اينكه فلان رئيس كشورِ مستكبر غربى يا فلان وزير خارجه يا فلان مأمور بين‌المللى درباره‌ى ايران بدگوئى‌اى كرده است، اين را دليل بى‌اعتبارى نظام جمهورى اسلامى ميشمارند؛ اين خطاست. جمهورى اسلامى امروز در چشم ملتها، در چشم دولتها، حتّى در چشم دشمنانِ خودش داراى اعتبار و اقتدار است؛ يك دولت اثرگذار است. در مسائل جهانى، حضور نظام جمهورى اسلامى، يك حضور محسوس است؛ قابل مقايسه نيست با يك كشورى كه از لحاظ وضع اقتصادى و وضع ثروت عمومى، در حد ايران است. يعنى ايران از همه‌ى كشورهائى كه از لحاظ اوضاع اقتصادى از او جلوترند يا در سطح او هستند، از لحاظ تأثير در سياستهاى منطقه‌اى، بالاتر است.

 اينها همه زمينه‌هاست؛ سى سال تجربه‌ى خدمتگزارى و مديريت هم امروز متراكم، در اختيار مسئولان نظام جمهورى اسلامى است. استمرار حركت اين نظام و استقرار و ثبات نظام جمهورى اسلامى، اين اهميت را داشته است، اين اثر بزرگ را گذاشته است كه يك تجربه‌ى متراكمِ ذى‌قيمتى در برخورد با مسائل جهانى و منطقه‌اى و مسائل داخلى در كشور جمع شده است؛ اين خودش يك زمينه‌ى بسيار مهمى است، يك زيرساخت قابل توجهى است.

 چشم‌انداز روشنى تعيين شده است - يعنى سند چشم‌انداز بيست ساله‌ى جمهورى اسلامى - اين سند باارزشى است. دولتهائى كه پشت سر يكديگر با انتخاب مردم بر سر كار مى‌آيند، ميتوانند بر اساس اين سند چشم‌انداز، اهداف را مشخص كنند؛ هر كدام بخشى از راه را بروند و دنباله‌ى كار را به دولت بعدى بسپارند. وجود سند چشم‌انداز، يكى از امكانات باارزش نظام جمهورى اسلامى است.

 يكى از امكانات بزرگ نظام، اين نسل جوانِ تحصيلكرده‌ى پرانرژىِ پرانگيزه‌اى است كه در كشور ما وجود دارد. اينها تحصيل كرده‌اند، درس خوانده‌اند، باانگيزه‌اند، در راه فهم و درك مسائل گوناگون در بخشهاى مختلف تلاش ميكنند، داراى اعتماد به نفس‌اند. ما امروز در جوانهايمان احساس ميكنيم يك اعتماد به نفسى وجود دارد كه در گذشته وجود نداشته است، و در كمتر ملتى هم اين را مشاهده ميكنيم. هر كدام از اين مسائل گوناگون اقتصادى و فنى و سياسى و اجتماعى و مسائلى كه احتياج به دانش و تخصص دارد، اينها را وقتى انسان با مجموعه‌هاى جوان و اهل تحقيق مطرح ميكند، مى‌بيند اينها با اعتماد به نفس، ميگويند ميتوانيم. احساس نميكنند كه عاجزند، ناتوانند؛ احساس ميكنند ميتوانند. اين اعتماد به نفس خيلى ارزش دارد براى يك ملت كه احساس كند ميتواند؛ چون سالهاى متمادى به ما تلقين ميشد كه شما نميتوانيد. به ملت ما گفته ميشد شما عُرضه نداريد. سياستمداران كشور، حكام جائرى كه بر كشور ما مسلط بودند و غالباً با دشمنان اين ملت دستشان در يك جيب و در يك كيسه بود، اينها غالباً به كشور ما، به مردم ما، به جوانهاى ما تلقين ميكردند كه نميتوانيد؛ زحمت بيهوده نكشيد. يعنى بايد ما بنشينيم، ديگران تحقيق كنند، پيشرفت پيدا كنند، ما برويم از آنها دريوزگى كنيم، گدائى كنيم، از آنها بگيريم؛ خودمان نميتوانيم از درون خود بجوشيم. اين به ملت ما و جوانهاى ما و نسل ما تلقين ميشد و جزو باورهاى اين ملت بود.

 در دوران جوانى ما، آنطورى كه در جامعه واضح بود، اين احساس وجود داشت كه ايرانى نميتواند؛ فرنگى‌ها، اروپائى‌ها، آمريكائى‌ها بايد پيش بروند، ما بايد دنبال آنها حركت كنيم و از آنها ياد بگيريم. اينكه ما هم ميتوانيم يك راهى را باز كنيم، يك حركتى را شروع كنيم، يك قلمروى را از قلمروهاى مهم زندگى فتح كنيم، اين براى ملت ما يك امر باور نكردنى بود. امروز درست بعكس شده است. جوان ايرانى، هيچ مقوله‌اى از مقوله‌هاى مهم نيست كه برايش مطرح بشود و احساس كند كه نميتواند. عرض كردم؛ در مسائل علمى، در مسائل فنى، در مسائل سياسى، آنچه كه براى مجامع اهل تحقيق و پژوهش ما - كه عمدتاً هم جوانهاى كشورمان هستند - مطرح ميشود، كارها و پيشرفتهاى گوناگونى كه مطرح ميشود، جوان ايرانى احساس ميكند كه ميتواند. اين اعتماد به نفس، چيز بسيار مهمى است. اين اعتماد به نفس در مجامع علمى پشتوانه‌اى دارد از اعتماد به نفس ملى؛ آن چيزى كه من در چند سال قبل از اين مطرح كردم كه بايد ملت به اعتماد به نفس ملى برسد؛ يعنى احساس كند كه همه‌ى كارهاى بزرگ را ميشود با اراده، با خواست، با حركت انجام داد. در هيچ كارى ما عاجز نيستيم. اينها زمينه‌هاى پيشرفت است.

 خوب، ما امسال را عرض كرديم «سال همت مضاعف و كار مضاعف»؛ يعنى همت برتر و كار بيشتر. اين تعبير مضاعف - يعنى چند برابر - شكل آرمانى است. اگر دو برابر هم شد، اگر سه برابر هم شد، اگر ده برابر هم شد، ما قانع نيستيم. اما اينجور هم نيست كه اگر يك جائى نتوانستيم دو برابر كار كنيم، يك برابر و نيم توانستيم كار بكنيم، مأيوس شويم؛ نه، مهم اين است كه همت برترى داشته باشيم از آنچه در گذشته داشتيم، و كار بيشترى بكنيم از آنچه در گذشته ميكرديم. اين، شعار امسال است. اين شعارها نه فقط يك امر نمايشى است، و نه هم اينجورى است كه ما خيال كنيم در اين سال، اين شعار همه‌ى مشكلات كشور را حل خواهد كرد؛ نه، اين تشريفاتى نيست، نمايشى نيست؛ اين خط روشنى را به ما نشان ميدهد.

 سال گذشته ما عرض كرديم: سال اصلاح الگوى مصرف. من همين جا در روز اول سال تصريح كردم: اصلاح الگوى مصرف چيزى نيست كه در يك سال بتواند اتفاق بيفتد. سال گذشته را گفتيم سال شروع حركت به سمت اصلاح الگوى مصرف است. خوب، حركتى آغاز شد. من نميتوانم اين را بگويم كه الگوى مصرف اصلاح شد؛ نه، ما هنوز خيلى فاصله داريم. تا وقتى الگوى مصرف را اصلاح نكنيم، تا وقتى ندانيم آب را چه جور بايد مصرف كرد، برق را چه جور بايد مصرف كرد، نان را چه جور بايد مصرف كرد، پول را چه جور بايد مصرف كرد، تا اينها را درست مصرف نكنيم، راه‌هاى مصرف را ندانيم، مشكلات ما به حال خود باقى خواهند ماند. بايد ما اصلاح الگوى مصرف را دنبال كنيم. سال 88 مسئولين كارهائى كردند، برنامه‌ريزى‌هائى كردند، تحقيقاتى كردند، اما اين كار نبايد متوقف بماند. اين، جهت را نشان داد؛ معلوم شد كه در سال 88 مسئله‌ى اصلاح الگوى مصرف يك مسئله‌ى اساسى است و بايد دنبال شود. امسال هم همين است. امسال ما عرض ميكنيم همت بيشتر. اين همتِ بيشتر مخصوص امسال نيست. همت برتر مخصوص سال 89 نيست. ما بايد اين را به عنوان يك انگشت نمايشگر راه در مقابل چشم خودمان قرار بدهيم؛ همتمان را نبايد كم كنيم. كارهاى بزرگى داريم، اهداف بلندى در مقابل ماست؛ بايد همت را بلند داشت تا بتوانيم به آن هدفها برسيم. كار هم بايد بيشتر بشود. كار بايد متراكمتر بشود تا بتوانيم به آن اهداف برسيم.

 البته سال گذشته، سال مهمى براى كشور ما بود. به نظر من - همان طور كه در پيام نوروزى هم به ملت ايران عرض كردم - سال 88، سال ملت ايران بود؛ سال پيروزى ملت ايران بود؛ سال حضور نمايان ملت ايران در عرصه‌هاى عظيم زندگى در نظام اسلام و در كشورمان بود. يك جا در بيست و دوم خرداد چهل ميليون نفر پاى صندوقهاى رأى آمدند؛ يعنى هشتاد و پنج درصد شركت مردم در انتخابات؛ اين چيز بسيار مهمى است. يقيناً حضور مردم در مشروعيت يك نظام نقش دارد. آن كسانى كه در غرب، مشروعيت خودشان را اساساً ناشى از حضور مردم ميدانند و هيچ عامل ديگرى را در آن دخيل نميدانند، آنها يك چنين حضورى را الان ندارند. در حدود زمان انتخابات ما، در كشور انگليس انتخاباتى برگزار شد با حضور تقريباً سى درصد كسانى كه ميتوانستند رأى بدهند. هشتاد و پنج درصد كجا، سى درصد كجا؟! اين حركت مردمى، اين حضور مردمى خيلى اهميت دارد. تحليلگران و مفسران سياسى مسائل دنيا از اين چيزها به‌آسانى نميگذرند. ممكن است در مطبوعاتشان اين را منعكس نكنند؛ ممكن است سياستمدارها در حرفهايشان كه تبليغ ميشود، اين را بر زبان نياورند و كتمان كنند؛ اما در دلشان مؤثر است، ميفهمند.

 اين ملت پاى حرف خود ايستاده است. اين يك حركت عظيم بود از ملتمان. ملت توانستند در تاريخ كشور اين را ثبت كنند كه بعد از گذشت سى سال از استقرار نظام اسلامى - كه نظامى بر پايه‌ى اسلاميت و جمهوريت است و اينها از هم تفكيك‌ناپذيرند؛ آنهائى كه اين دو را از هم تفكيك ميكنند، جمهورى اسلامى را نشناختند - آنچنان پابند به مبانى اين نظام هستند كه در يك انتخاباتى با اين شور و شوق، با اين عظمت شركت ميكنند. خوب، اين يك حركت عظيم مردمى بود. در قبال اين حركت، دشمنان ملت ايران نقشه‌هائى داشتند؛ اين نقشه‌ها را شروع كردند به عمل كردن. اگر حضور شما مردم در انتخابات بيست و دوى خرداد سال 88 يك حضور ضعيفى بود، اگر به جاى چهل ميليون، مثلاً سى ميليون شركت كرده بوديد، به احتمال زياد دشمنان شما موفق ميشدند. نقشه‌هائى از پيش طراحى شده بود. من كسى را متهم نميكنم؛ اما هندسه‌ى كار دشمن را ميشناسم، مى‌بينم، آن را تشخيص ميدهم؛ نميتوانم آن را انكار كنم. هندسه‌ى كار دشمن، يك هندسه‌ى مشخصى بود. نظير اين كار را در جاهاى ديگر هم كردند. وقتى قدرتهاى مستكبر بين‌المللى از يك نظامى ناراضى و ناخشنود باشند، يكى از راه‌هائى كه يافتند و عمل كردند، اين است كه منتظر يك فرصت انتخابات بشوند، بعد در آن فرصت انتخابات، اگر كسانى كه مورد رضاى آنها نيستند، بر سر كار آمدند، و آنهائى كه آنها ميخواهند، بر سر كار نيامدند، آن وقت با يك حركت نمايشىِ مردمى، اوضاع را برگردانند؛ با شعارهائى گروهى از مردم را توى صحنه بكشانند، با فشار در صحنه‌ى خيابانها، آن چيزى را كه با قانون به دست آمده است، با خشونت دگرگون كنند. اين يك نقشه‌ى شناخته شده است. اگر ملاحظه ميكنيد كه حوادثى كه بعد از انتخابات پيش آمد، در ذهن مردم، در ذهن تحليلگران مستقل و صادق و تيزبين، منتسب به عوامل خارجى و بيرونى ميشوند، ناشى از اين است. اگر كسى هيچ خبرى هم از پشت پرده نداشته باشد، اطلاعاتى كه افراد صاحب اطلاع به دست مى‌آورند، اگر اين اطلاع هم در دسترس نباشد، انسان شكل كار را كه نگاه ميكند، ميفهمد كه اين كار، كار دشمنان ملت است؛ كار بيگانگان است. انتخاباتى انجام ميگيرد، يك حركت قانونى اتفاق مى‌افتد، يك نتيجه‌اى هم با خود به دنبال مى‌آورد؛ اين نتيجه را  به زور خشونت بخواهند عوض كنند. يك عده‌اى را بكِشند توى صحنه؛ احياناً اگر اقتضاء شد، خشونت هم بكنند، آتش‌سوزى هم راه بيندازند، بانك هم آتش بزنند، اتوبوس هم آتش بزنند، براى اينكه نتائج قانونى را برگردانند. خوب، اين حركتى است كه هم خلاف شرع است، هم خلاف قانون است. پيداست اين حركت، حركت هدايت شده‌اى از طرف بيگانگان است. يك چنين اتفاقى را ميخواستند در كشور پيش بياورند.

 آزمون مهمى بود براى كشور. من به شما عرض بكنم، آزمون مهمى بود؛ هم عبرتهاى زيادى داشت، هم درسهاى زيادى داشت؛ و در اين آزمون، ملت ايران پيروز شد. آنها ميخواستند مردم را تقسيم كنند به يك گروه اقليت، به يك گروه اكثريت؛ يك گروهى كه برنده‌ى انتخابات است، يك گروه هم كه در انتخابات به نتيجه‌ى مطلوب خود دست پيدا نكرده، اينها را در مقابل هم قرار بدهند. ملت را دوپارچه كنند؛ يك عده اغتشاشگر هم وارد ميدان بشوند و با ايجاد اغتشاش، جنگ را در داخل كشور مغلوبه كنند، جنگ داخلى راه بيندازند؛ اميدشان اين بود. اما ملت هوشيارى به خرج داد. شما ديديد در روز انتخابات، مردم به دو گروه سيزده چهارده ميليونى، و بيست و چهار پنج ميليونى تقسيم شدند؛ اما بعد از گذشت مدتى نه چندان بلند، همين دو گروه با هم يكى شدند و در مقابل شورشگران و اغتشاشگران و خرابكاران ايستادند. بيدارى ملت را انسان اينجا ميشود بفهمد. ميخواستند بين مردم اغتشاش ايجاد كنند. بدخواهانى كه سى سال است عليه اين انقلاب و عليه اين مردم هر كارى توانستند، كردند، اينها هم فرصت را مغتنم شمردند و با تبليغاتِ خودشان وارد ميدان شدند. بيش از اين، كارى نميتوانستند بكنند. اگر آمريكائى‌ها و انگليسى‌ها و صهيونيستها ميتوانستند نيرو وارد خيابانهاى تهران بكنند، يقين بدانيد ميكردند. اگر برايشان امكان داشت كه با حضور وابستگان و مزدوران خودشان از خارج، عرصه را آنچنان كه ميخواهند، هدايت كنند، ميكردند. منتها ميدانستند كه اين كار به ضررشان تمام ميشود. تنها كارى كه ميتوانستند بكنند، اين بود كه در صحنه‌ى تبليغات، در صحنه‌ى سياست جهانى، از آشوبگر، از اغتشاشگر حمايت كنند. رؤساى جمهور كشورهاى مستكبر در اين قضيه وارد ميدان شدند؛ اغتشاشگران خيابانى و خرابكارانى را كه با آتش زدن ميخواهند موجوديت خودشان را نشان بدهند، ملت ايران ناميدند؛ شايد بتوانند اوضاع را آنچنان كه طبق ميل خودشان است، در افكار عمومى دنيا و كشورمان تصوير و ترسيم كنند؛ اما شكست خوردند.

 قوى‌ترين و آخرين ضربه را ملت در روز نهم دى و بيست و دوى بهمن وارد كرد. كار ملت ايران در بيست و دوم بهمن، كار عظيمى بود؛ نُه دى هم همين جور. يكپارچگى ملت آشكار شد. همه‌ى كسانى كه در عرصه‌ى سياسى به هر نامزدى رأى داده بودند، وقتى ديدند دشمن در صحنه است، وقتى فهميدند اهداف پليد دشمن چيست، نسبت به آن كسانى كه قبلاً به آنها خوشبين هم بودند، تجديد نظر كردند؛ فهميدند كه راه انقلاب اين است، صراط مستقيم اين است. در بيست و دوى بهمن، ملت همه با يك شعار وارد ميدان شدند. خيلى تلاش كردند، شايد بتوانند بين ملت دودستگى ايجاد كنند؛ اما نتوانستند. و ملت ايستاد؛ اين پيروزى ملت بود. از بيست و دوم خرداد تا بيست و دوم بهمن - هشت ماه - يك فصل پرافتخار و پرعبرتى براى ملت ايران بود؛ اين يك درس شد. آگاهى جديدى به وجود آمد. فصل تازه‌اى در بصيرت ملت ايران گشوده شد. اين يك زمينه‌ى بسيار مهمى است. بايد بر اساس اين زمينه، حركت كنيم.

 حالا همت برتر و كار بيشتر، همت مضاعف و كار مضاعف بر اين اساس بايد انجام بگيرد. عرصه‌هاى گوناگونى وجود دارد. ما نبايد بگذاريم وقت بگذرد. هر سالى از سالهائى كه دوران انقلاب گذرانده است، و در هر سالى هر ماهى، و در هر ماهى هر روزى، وزن و مقدارى دارد، ارزشى دارد؛ نبايد اين را از دست داد. ممكن است در هشت ماه از سال 88 كه اشتغالات فتنه‌انگيزان بعضى از ذهنها را به خود مشغول كرد، برخى از كارها نيمه‌كاره مانده باشد؛ بايد جبران بشود. بايد حركت، يك حركت سريعى باشد. عرصه‌هاى گوناگونى وجود دارد: عرصه‌ى علم و تحقيق در درجه‌ى اول، دانشگاه‌ها و مراكز تحقيقاتى در همه‌ى زمينه‌ها، علوم تجربى، علوم انسانى در همه‌ى بخشهائى كه براى كشور مورد نياز است، بايستى همتشان را در تحقيق و علم افزايش بدهند؛ مراحل دورترى را در مقابل چشمشان و مد نظرشان قرار بدهند؛ كار را بايد متراكمتر كنند.

 من عرض كردم؛ بايد جوانان ما همتشان اين باشد كه با گذشت يكى دو دهه‌ى ديگر، كشورشان را يك مرجع علمى براى دانشمندان جهان قرار بدهند. پس اين شد همت مضاعف و كار مضاعف در عرصه‌ى علم و تحقيق.

 همت مضاعف و كار مضاعف در استفاده‌ى بهينه از منابع موجود كشور و امكاناتى كه وجود دارد. از همه‌ى آن چيزهائى كه ميتواند براى سازندگى كشور در دورانهاى آينده مورد استفاده قرار بگيرد، يا زندگى عمومى مردم را رفاه و رونق ببخشد، بايد حداكثر استفاده بشود؛ يعنى همان چيزى كه يكى از اركانش اصلاح الگوى مصرف است. از آب در كشور استفاده‌ى بهينه بشود. ما امروز از آب در كشور استفاده‌ى بهينه نميكنيم. سال گذشته كه بنده مسئله‌ى اصلاح الگوى مصرف را مطرح كردم، پژوهشگران كشورمان تحقيق كردند، به ما اطلاع دادند كه اگر آبى كه در كشور مصرف ميشود، ده درصد آن صرفه‌جوئى شود، اين ده درصد به قدر تمام استفاده‌اى است كه امروز براى شرب خانگى و براى صنعت مورد استفاده قرار ميگيرد. امروز نود درصد آب كشور در بخشهاى كشاورزى مصرف ميشود - مصرف غلط، مصرف اسراف‌آميز - ده درصد ديگر براى آب شرب و براى صنعت و براى مصارف گوناگون به كار ميرود. يعنى اگر در كار كشاورزى ما ده درصد صرفه‌جوئى كنيم، مقدار مصرف شرب و صنعت و امثال اينها به دو برابر خواهد رسيد؛ اينقدر مسئله مهم است. مسئله‌ى مصرف برق و مصرف حاملهاى انرژى - بنزين، گازوئيل - هم مهم است. اين لايحه‌ى هدفمند كردن يارانه‌ها كه مطرح شده است، ناظر به اين مسائل است؛ لايحه‌ى بسيار مهمى است.

 من همين جا در حضور شما مردم عزيزمان توصيه ميكنم؛ هم به قوه‌ى مجريه، هم به قوه‌ى مقننه، كه در اين مسئله‌ى مهم بايد با هم همكارى كنند، بايد به هم كمك كنند. از يك طرفِ قضيه، نگاه به قوه‌ى مجريه است - كه بار بر دوش قوه‌ى مجريه است؛ دولت بايستى اقدام كند، عمل كند؛ پس همه‌ى دستگاه‌هاى ديگر، از جمله دستگاه قانونگذارى بايد به دولت كمك كنند - از طرف ديگر هم دولت بايستى آن چيزى كه قانونى است و مراحل قانونى را گذرانده است، معتبر بداند و بر طبق آن عمل كند. بنابراين دولت، مجلس - قوه‌ى مجريه، قوه‌ى مقننه - در اين كار دوشادوش هم حركت كنند، به هم كمك كنند و با هم باشند؛ «يد اللَّه مع الجماعة». وقتى با هم بودند، خدا هم كمك خواهد كرد. بنابراين استفاده‌ى بهينه از امكانات و منابع موجود كشور و بهره‌ورى مهم است؛ بهره‌ورى بيشتر از آنچه كه داريم و آنچه كه بسيارى از آنها متأسفانه مورد اسراف و استفاده‌ى غلط قرار ميگيرد.

 همت مضاعف و كار بيشتر در كيفيت بخشيدن به توليدات داخلى؛ يكى از كارهاى اساسى اين است. ما امروز توليدات داخلى زيادى داريم؛ هم در زمينه‌ى صنعت، هم در زمينه‌ى كشاورزى؛ بايد به كيفيت اينها اهميت بدهيم، كيفيت اينها را بالا ببريم. بايد جورى باشد كه مصرف‌كننده احساس كند آنچه كه در كشورش توليد ميشود، به دست كارگر ايرانى توليد ميشود، از لحاظ كيفيت، يا بهتر از نوع خارجى است يا لااقل همسطح آن است.

 همت مضاعف و كار مضاعف در تأمين سلامت. مسئله‌ى سلامت، هم در برنامه‌ى پنجم بايد مورد توجه ويژه قرار بگيرد، هم در برنامه‌ريزى‌هاى گوناگون اجرائى در دستگاه‌هاى مختلف. يك بخش از مسئله‌ى تأمين سلامت، مسئله‌ى ورزش همگانى است؛ كه بنده بارها توصيه كردم، باز هم توصيه ميكنم. ورزش همگانى براى همه لازم است. نشاط، سلامت، آمادگى، حوصله‌ى كار، در سايه‌ى ورزش عمومى و همگانى براى جامعه تأمين ميشود.

 همت مضاعف و كار مضاعف در سرمايه‌گذارى، در كارآفرينى. بسيارى از كسانى كه سرمايه دارند، پول دارند، درآمدهاى كلانى دارند، نميدانند اين درآمدها را چگونه بايد صرف كنند. اينجا هم باز همان اصلاح الگوى مصرف خود را نشان ميدهد. پول را به جاى سرمايه‌گذارىِ توليدى، صرف تجملات ميكنند؛ سفرهاى خارجى بيهوده، بى‌ثمر، پرخرج و احياناً فسادآور، بهانه براى تغيير وسائل خانه، وسائل زندگى؛ اين چيزها يك حركت مسرفانه است نسبت به ثروت. ميشود پول را، درآمد را سرمايه‌گذارى كرد. امروز وسائل اين كار فراهم است. با فعال شدن بورسهائى كه در كشور هست، ميتوان سرمايه‌گذارى كرد. همه ميتوانند آنچه را كه دارند، در سرمايه‌گذارى‌ها دخالت بدهند.

 يكى از مسائل مهم كه همت مضاعف و كار مضاعف ميطلبد، مسئله‌ى توليد فكر است؛ كتابخوانى، افزايش معلومات عمومى در زمينه‌هاى گوناگون. اين كرسى‌هاى آزادانديشى كه ما عرض كرديم، پيشنهاد كرديم در دانشگاه‌ها و در حوزه‌ها به راه بيفتد، ميتواند يك جريان سيال فكرىِ بسيار باارزشى را در جامعه به راه بيندازد.

 و از همه مهمتر، همت مضاعف و كار مضاعف در مبارزه‌ى با فقر، در مبارزه‌ى با فساد، در مبارزه‌ى با بى‌عدالتى. اينها چيزهائى است كه ما در پيش روى خودمان داريم. ملت، دولت و مسئولان بايد تلاش كنند.

 البته چالشهائى هم داريم، موانعى هم داريم. ما ملتى نيستيم كه در دنيا هيچ كس با ما دشمنى نداشته باشد. آن ملتهائى دشمن ندارند كه ارزش وجودى ندارند. ملتى كه راهى دارد، هدفى دارد، كارى دارد، تلاشى ميكند، دشمنانى هم پيدا ميكند. البته دشمن داريم تا دشمن. دولت آمريكا هم در دنيا خيلى دشمن دارد؛ اما دشمن دولت آمريكا كيست؟ ملتها. ملتهايند كه متنفرند، مكدّرند، از دولت آمريكا بدشان مى‌آيد. چرا؟ به خاطر اينكه دولت آمريكا سابقه‌ى تجاوز و تعرض به كشورها از پنجاه سال، شصت سال قبل از اين تا امروز در پرونده‌اش ثبت شده است. در طول پنجاه سال گذشته، دولت آمريكا نزديك به شصت كشور را مورد تجاوز نظامى خودش قرار داده؛ اين شوخى است؟ اين كم است؟ خوب، پس او هم دشمن دارد، نظام جمهورى اسلامى هم دشمن دارد. دشمن نظام جمهورى اسلامى كيست؟ دولتهاى مستكبر، سرمايه‌دارهاى صهيونيست، دشمنان بشر، دستگاه‌هاى جاسوسى غدار و سفاك. بنابراين دشمن هست؛ اين دشمنان فعاليت ميكنند، تلاش ميكنند.

 ملت و مسئولان كشور بايد هوشيار باشند؛ محاسبه‌ى اين دشمنى‌ها را بكنند؛ در مقابله‌ى با اين دشمنى‌ها، با تدبير و با شجاعت عمل كنند. هم تدبير لازم است، هم شجاعت لازم است. اگر شجاعت وجود نداشته باشد، در مقابل ابهت و هيبت و چهره‌ى عبوس دولتهاى مستكبر، كسى دل خود را ببازد، قطعاً شكست‌خورده است. دولتهاى مستكبر يكى از كارهايشان همين تشر زدن است؛ چهره‌ى عبوس گرفتن است؛ حق را ناحق كردن است. در مقابل اينها اگر شجاعتى وجود نداشته باشد، مسئولان كشور اگر نتوانند در مقابله‌ى با اين حركتهاى نمايشىِ خصمانه و مستكبرانه روى پاى خودشان بايستند، قطعاً كلاهشان پس معركه است؛ هم خود شكست ميخورند، هم ملت را به شكست ميكشانند. بنابراين شجاعت لازم است.

 تدبير هم لازم است. تدبير يعنى آگاهى از آنچه كه در برنامه‌ى دشمن است، و تصميم درست و بجا در مقابله‌ى با آن. دشمن به شكلهاى مختلفى ظاهر ميشود. شما امروز ملاحظه كنيد؛ در مقابل ملت ايران و نظام جمهورى اسلامى، صهيونيستها هستند، دولت آمريكا قرار دارد؛ گاهى لباس گرگ ميپوشند، گاهى لباس روباه ميپوشند؛ گاهى چهره‌ى خشن و خصمانه‌ى خودشان را نشان ميدهند، گاهى چهره‌ى فريبگرانه نشان ميدهند؛ بايد متوجه بود.

 من سال گذشته، روز اول سال، در همين اجتماع عظيم به شما مردم عزيز گفتم: در مقابل اظهاراتى كه رئيس جمهور جديد ايالات متحده‌ى آمريكا ميكند و ميگويد ما دست دوستى را دراز ميكنيم، با نگاه تيزبين مسئله را دنبال خواهيم كرد. ما نگاه ميكنيم ببينيم آيا واقعاً دست دوستى است؟ آيا واقعاً نيت، نيت دوستانه است يا نيت خصمانه در قالب الفاظ فريبگر؟ اين براى ما خيلى مهم است. پارسال گفتم اگر در زير دستكش مخملى، دست چدنى و پنجه‌ى چدنى باشد، ما دستمان را دراز نميكنيم؛ دوستى را قبول نميكنيم. اگر با لبخندى كه زده ميشود، خنجرى در پشت پنهان شده باشد، ما حواسمان جمع است. متأسفانه آنچه كه اتفاق افتاد، همان چيزى بود كه حدس زده ميشد. دولت آمريكا و همين تشكيلات جديد و رئيس جمهور جديد، با همه‌ى ادعاى علاقه‌مندى به روابط عادلانه و صحيح، كه نامه هم نوشتند و پيغام هم دادند و در بلندگوها هم گفتند و در مجالس خصوصى هم تكرار كردند كه ما ميخواهيم با جمهورى اسلامى روابطمان را عادى كنيم، متأسفانه در عمل عكس اين عمل كردند. در همين قضاياى هشت ماه بعد از انتخابات، بدترين موضع را گرفتند. رئيس جمهور آمريكا اغتشاشگران و خرابكاران خيابانى را به عنوان جنبش مدنى معرفى كرد! آتش زدن بانك، آتش زدن اتوبوس، كتك زدن عابر بى‌گناه و بى‌خبر، كتك زدن خواهر و مادر شهيد به خاطر اينكه چادر بر سر دارد، آتش زدن موتورسيكلت جوان چون محاسن دارد، اينها جنبش مدنى است؟! شما دم از حقوق انسان ميزنيد، دم از دموكراسى ميزنيد، اما حركت عظيم مردم را در انتخاباتشان، در انتخابشان، در حضورشان در صحنه نمى‌بينيد و نديده ميگيريد؛ طرف يك عده اخلالگر و اغتشاشگر را ميگيريد؟! اين را جنبش مدنى اسم ميگذاريد؟! خجالت نميكشيد؟! ادعا ميكنند كه ما طرفدار حقوق بشريم، احساس مسئوليت نسبت به حقوق بشر ميكنيم! شما در موقعيتى نيستيد كه با كسى درباره‌ى حقوق بشر بحث كنيد. شما در كداميك از اقدامات خودتان در اين چند سال نسبت به گذشته تغيير ايجاد كرديد؟ در افغانستان كشتار را كم كرديد؟ در عراق دخالتتان را كم كرديد؟ از كشتار فاجعه‌آميز مردم در غزه و كشتن كودكان حمايت نكرديد كه ادعاى طرفدارى از حقوق بشر ميكنيد؟

 من امروز بار ديگر اعلام ميكنم؛ دولتهائى كه با حالت استكبارى، با روحيه‌ى استكبارى بخواهند با ملت ايران و با مسئولين جمهورى اسلامى مواجه بشوند، بدانند از سوى ملت ايران و از سوى مسئولين جمهورى اسلامى محكوم و مردود هستند. شما نميتوانيد دم از ميل به صلح و دوستى بزنيد، اما در همان حال توطئه بكنيد، فتنه بكنيد؛ به خيال خودتان بخواهيد به نظام جمهورى اسلامى ضربه بزنيد.

 ملت بيدار است، مسئولين بيدارند. تدبير اين است كه رفتار خصم را انسان زير نظر بگيرد، ببيند چه ميخواهند بكنند. نه در لباس گرگ، نه در لباس روباه، از چشم ملت ايران نبايستى اينها پوشيده و مخفى بمانند، ناشناخته بمانند. ملت ايران بايستى هوشيارانه تصميم بگيرند، و ما ان‌شاءاللَّه به توفيق الهى هوشيارانه تصميم ميگيريم. ما منافع ملت خود را در مقابل تشر و اخم دشمنان، هرگز رها نخواهيم كرد. آنچه را كه در راه پيشرفت اين ملت لازم است، اقدام ميكنيم و مطمئنيم و ميدانيم كه اين ملت پيروز است؛ همچنان كه در اين سى سال پيروز بوده است. دشمنان ما در اين سى سال آنچه با ملت ايران انجام داده‌اند، شكست خوردند؛ نتوانستند به نظام جمهورى اسلامى ضربه و لطمه بزنند؛ نتوانستند مردم را از نظام جدا كنند. بعد از اين هم همين خواهد بود. بعد از اين هم به توفيق الهى، به حول و قوه‌ى الهى، سرنوشت ملت ايران پيروزى و پيشرفت است؛ سرنوشت دشمنان ملت ايران، شكست و عقب‌ماندگى است.

 پروردگارا! قدمهاى ما را در صراط مستقيمِ ايمان به خدا و به قرآن و به آئين مقدس اسلام، ثابت‌قدم بدار. پروردگارا! دلهاى ما را از توجه و تضرع در مقابل خودت هرگز غافل مفرما. پروردگارا! ما را از دعاى حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه) محروم مكن. پروردگارا! اين ملت را، اين جوانان را، اين دلهاى پرشور و پرانگيزه را همواره مورد لطف و تفضل خود قرار بده. پروردگارا! روزبه‌روز پيوندهاى برادرى ميان اين ملت و ملتهاى مسلمان را مستحكم‌تر بفرما؛ كيد دشمنان را باطل بفرما.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌
|
امتیاز مطلب : 11
|
تعداد امتیازدهندگان : 4
|
مجموع امتیاز : 4


بیانات در منطقه عملیاتی فتح‌المبين
13 ارديبهشت 1389 ساعت 18:14 | بازدید : 329 | نویسنده : محمدرضاربی زواره | ( نظرات )

 

بیانات در منطقه عملیاتی فتح‌المبين

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

الحمدللَّه ربّ العالمين و الصّلاة و السّلام على سيّدنا و نبيّنا ابى‌القاسم المصطفى محمّد و على اله الأطيبين الأطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين سيّما بقيّةاللَّه فى الأرضين.

غرض از حضور در اين مكان تاريخى و در جمع شما برادران و خواهران عزيز در درجه‌ى اول، احترام به روح رزمندگان و شهداى عزيزى است كه اين سرزمين، شاهد دلاوريهاى آنها و فداكاريهاى آنها و حركت عظيم آنها در روزهاى جنگ تحميلى و دفاع مقدس بوده است.

در درجه‌ى بعد، اظهار سپاس و قدردانى از مردم عزيز خوزستان و برادران و خواهرانى است كه در اين منطقه در حساس‌ترين زمانها، در سخت‌ترين شرائط، يك امتحان موفقى از خود نشان دادند. دشمنان ملت ايران درباره‌ى مردم عزيز خوزستان چيز ديگرى فكر ميكردند، و چيز ديگرى از آنچه كه آنها فكر ميكردند، پيش آمد. صف اول رزمندگان مبارز و دلاور، جوانهاى فداكارى بودند كه فرزندان اين آب و خاك و پروريدگان اين منطقه بودند: مردم عزيز خوزستان؛ زنهاشان، مردهاشان. من در دوران دفاع مقدس به بعضى از روستاهائى كه زير ستم دشمن بعثى قرار گرفته بود، رفتم و از نزديك وضعيت آن مردم را، روحيه‌ى آنها را ديدم. آنها پيوستگى‌شان به ايران اسلامى و به ملت مبارز و قهرمان و به اسلام - كه در ايران پرچم آن برافراشته شده بود - آن چنان بود كه دشمنان بعثى نتوانسته بودند با وسوسه‌ى قوميت و همزبانى، اين پيوند مستحكم را سست كنند. بنابراين حضور ما در اين منطقه، از يك جهت قدردانى از مردم عزيز خوزستان است.

جنبه‌ى سوم، قدردانى از شما مسافرانى است كه از نقاط دور و نزديكِ كشور به اين مناطق آمده‌ايد، با قدمهاى خودتان، با دلهاى خودتان، پيوستگى روحى خودتان را با آن جوانانى، با آن مردانى، با آن دلاورانى كه اين منطقه، شاهد فداكارى آنهاست، نشان داديد؛ چه در اين منطقه - منطقه‌ى فتح‌المبين - چه در ساير مناطق خوزستان و چه در مناطق جنگى استانهاى ديگر: مثل استان ايلام، استان كرمانشاه، استان كردستان. مردم، مردم كشور، اين سنت بسيار ستودنى را از چند سال پيش در پيش گرفتند كه بيايند اين مناطق را ساليانه - بخصوص در چنين ايامى در اول سال - زيارت كنند. اينجا زيارتگاه است.

 جوانهاى عزيز! فرزندان عزيز من! كه اغلب شما در آن روزها نبوديد، آن روزهاى سخت و تلخ را نديديد؛ اين دشت زيبا، اين صحنه‌ى چشم‌نواز، اين زمين حاصلخيز، در يك روزى زير پاى دشمنان شما بود؛ چكمه‌پوشان رژيم بعثى در همين سرزمينى كه مال شماست، متعلق به شماست، آن چنان جهنمى بر پا كرده بودند كه انسان از جهات مختلف تأسف ميخورد، از جمله از اين جهت كه چطور اين سرزمين زيبا و اين طبيعت چشم‌نواز را تبديل كرده بودند به يك آتش، به يك دوزخ. در ايام محنت جنگ، قبل از عمليات فتح‌المبين، بنده از اين منطقه‌ى شمالىِ مشرف بر اين دشت، اين چشم‌انداز وسيع را ديده بودم؛ اين خاطره از ياد من نميرود كه نيروهاى دشمن در اين سرزمين پهناور با چندين لشكر در اينجا متفرق بودند؛ زمين شما را، خاك شما را با چكمه‌هاى خودشان ميكوبيدند و ملت ايران را تحقير ميكردند. آن كسى كه كشور شما را نجات داد، همين جوانهاى فداكار و مبارز بودند؛ همين بسيج، همين ارتش، همين سپاه، همين رزمندگان فداكار، كه امروز هم بازماندگان آنها در مناطق گوناگونى از كشور حضور دارند؛ بعضى از آنها هم به شهادت رسيده‌اند؛ «فمنهم من قضى نحبه و منهم من ينتظر و ما بدّلوا تبديلا»(1).

عزيزان من! جوانانى كه در اين جلسه، در اين صحرا حضور داريد و همه‌ى جوانان كشور! بدانيد نسل جوان دوران دفاع مقدس توانست با فداكارى، با هوشمندى، با اراده و عزم راسخ، كشور را از دست دشمن نجات بدهد. دشمنان نظام جمهورى اسلامى هدفشان اين بود كه با جدا كردن يك بخش از ميهن اسلامى، ملت ايران را تحقير كنند؛ ميخواستند قهاريت خودشان را به ملت ايران تحميل كنند؛ ميخواستند ملت را ذليل كنند و خود را مسلط بر جان و مال و ناموس ملتمان قرار بدهند. كى نگذاشت؟ جوان رزمنده‌ى فداكار، آن عزم راسخ، آن ايمان قوى، جلوِ دشمن با همه‌ى حجم انبوهش ايستاد. آمريكا به دشمن ما كمك ميكرد؛ شوروىِ آن روز كمك ميكرد؛ كشورهاى اروپائى‌اى كه امروز دم از حقوق بشر ميزنند، آن روز به اين دشمن خبيث كمك ميكردند، براى اينكه بكشد، نابود كند، زمين و اهل زمين را به آتش بكشد. او هم بى‌محابا اين كار را ميكرد؛ اما جوانان شما، جوانان اين ملت نگذاشتند. در همين دشت عباس، در همين دشت وسيع، در اين منطقه‌ى طولانى، با جان خودشان آمدند توى ميدان، با عزم راسخ خودشان دشمن را مغلوب كردند، منكوب كردند، ذليل كردند و توطئه‌اى را كه همه‌ى قدرتهاى استكبارى شريك بودند و سهيم بودند و دخيل بودند در اجراى آن، خنثى كردند.

من ميخواهم به شما بگويم: جوانهاى عزيز! هميشه همين طور است؛ هميشه عزم راسخ شما، هوشمندى و بصيرت شما، ايستادگى و قاطعيت و شجاعت شما ميتواند همه‌ى دشمنان را هرچند بظاهر بزرگ و نيرومند باشند، به شكست بكشاند. امروز هم همين جور است؛ فردا هم همين جور است. ملت ايران اگر بخواهد به اوج سعادت دنيا و آخرت برسد - كه ميخواهد و ان‌شاءاللَّه خواهد رسيد - راهش عبارت است از شجاعت، بصيرت، تدبير، عزم راسخ، اراده‌ى مستحكم از سوى زن و مرد؛ و همه‌ى اينها متكى بر ايمان، ايمان اسلامى. آن چيزى كه ضامن اين عزم و همت راسخ در رزمندگان ما بود، ايمان قلبى‌شان بود. دين را، خدا را، قيامت را، مسئوليت انسانى در مقابل خدا را باور داشتند؛ اين باور در هر ملتى، در هر جامعه‌اى وجود داشته باشد، او را آسيب‌ناپذير ميكند؛ ميتوانند مقاومت كنند.

برادران و خواهران عزيز! امروز ما از روزهاى جنگ تحميلى و دفاع مقدس بمراتب جلوتريم، بمراتب قوى‌تريم، بمراتب نفوذ ملت ايران در دنياى اسلام گسترده‌تر است؛ امروز ما تواناتريم. ملت ايران اين توانائى را به بركت ايستادگيها به دست آورده. امروز هم توطئه زياد است؛ لكن ملت ايران با ايستادگى خود، به توطئه‌ى دشمن پوزخند ميزند و راه خود را با استوارى طى ميكند.

آنچه مهم است اين است كه ملت ايران اين مقطع تاريخىِ حساس - مقطع دفاع مقدس - را هرگز فراموش نكند و سالهاى پرمحنت، ولى پرافتخار دوران جنگ تحميلى را هرگز از ياد نبريد. اين آمدنها، اين اظهار ارادتها، اين يادبود گرفتنها، كمك ميكند به اينكه اين يادها در ذهنها زنده بماند. من از اين حركت راهيان نور - كه چند سال است بحمداللَّه روزبه‌روز هم در كشور توسعه پيدا كرده - بسيار خرسندم و اين حركت را حركت بسيار بابركتى ميدانم. و معتقدم اين مقطع حساس براى ما يك تجربه است. شما جوانهاى امروز اگر آن روز هم بوديد، توى اين ميدان، با عزم راسخ حاضر ميشديد.

امروز هم در ميدان علم، ميدان سياست، ميدان تلاش و كار، ميدان همبستگى ملى و ميدان بصيرت، شما جوانها پايمردى خودتان را نشان داديد، ايستادگى خودتان را اثبات كرديد. گاهى اوقات جنگ نظامى آسانتر از جنگ فكرى است؛ آسانتر از جنگ در عرصه‌هاى سياسى است. ملت ايران نشان داد كه در جنگ عرصه‌هاى سياسى و امنيتى، بصيرتش و ايستادگى‌اش از ايستادگى در جنگ نظامى كمتر نيست. لذا جوانهاى ما بحمداللَّه جوانهاى لايق، ساخته و پرداخته‌اى هستند كه بايد به اين مقدار هم اكتفا نكنند؛ همت مضاعف، كار مضاعف. همتتان را بلند كنيد. ملت ايران بايد عقب‌افتادگى‌هاى دورانهاى طولانى استبداد در اين كشور و دخالت خارجى و نفوذ خارجى را جبران كند. بنده اطمينان راسخ دارم به اينكه جوان امروزِ كشور عزيزِ ما در سطح عالم، كم‌نظير يا بى‌نظير است. و اين، نويد آينده‌ى كشور است. ان‌شاءاللَّه شما جوانها آن روزى را خواهيد ديد كه كشورتان از لحاظ علمى، از لحاظ فناورى، از لحاظ سياسى، از لحاظ نفوذ بين‌المللى، در سطحى باشد كه شايسته‌ى ايران اسلامى و شايسته‌ى ملت بزرگ ايران است.

اميدواريم ان‌شاءاللَّه دعاى حضرت بقيةاللَّه (اروحنافداه) شامل حالتان باشد، ارواح مطهر شهداى عزيز، شهداى جنگ تحميلى و دفاع مقدس و بخصوص شهداى منطقه‌ى فتح‌المبين ان‌شاءاللَّه مشمول الطاف الهى باشند و از همه‌ى ما راضى باشند و روح مطهر امام بزرگوار ان‌شاءاللَّه از همه‌ى ما راضى و خشنود باشد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌
 
|
امتیاز مطلب : 14
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


بیانات در ديدار جمعى از مسئولان نظام جمهورى اسلامى
13 ارديبهشت 1389 ساعت 18:13 | بازدید : 259 | نویسنده : محمدرضاربی زواره | ( نظرات )

 

بیانات در ديدار جمعى از مسئولان نظام جمهورى اسلامى

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

لازم است در درجه‌ى اول عيد را به همه‌ى برادران و خواهران تبريك عرض كنيم. با اينكه از عيد خيلى گذشته - پانزده شانزده روز - ليكن عيد نوروز در واقع عيد بهار است و فارغ از تعطيلات رسمى و رسومات و اين چيزها، ايام عيد در واقع ادامه دارد. اميدواريم ان‌شاءاللَّه سال جديد بر همه‌ى ملت ايران، بخصوص بر خدمتگزاران مردم در دستگاه‌هاى مختلف و در قواى سه‌گانه، سال مباركى باشد. مبارك بودن سال هم به اين است كه خداى متعال به وسيله‌ى شما، بركات خودش را در اين كشور، در اين مرز و بوم، به اين مردم خوب و مؤمن برساند. البته اين، تلاشِ هدفدار و پرانگيزه از سوى من و شما را ميطلبد. تلاش كنيم، ان‌شاءاللَّه وجودمان را براى مردم نافع كنيم.

از لحظه لحظه‌ى روزهاى مسئوليت من و شما سؤال خواهد شد. از همه سؤال خواهد شد؛ منتها آن كسى كه بار سنگينى بر دوشش نيست، مثل آن كسى است كه مال زيادى ندارد؛ از او حساب بخواهند، سرانگشتى يك چند قلم بيان خواهد كرد، خلاص خواهد شد. آن كسى كه مالِ زياد دارد، اندوخته‌اى دارد، رشته‌هاى گوناگون درآمدى دارد، طبعاً اگر از او حساب بخواهند، با يك كلمه و دو كلمه، اين حساب تمام نميشود. اگر طرف حساب، دقيق باشد و بخواهد مو را از ماست بكشد و بخواهد سختگيرى كند، بخواهد با عدالت رفتار كند، طبعاً خيلى مشكل خواهد شد؛ قدم به قدم اين را بايست جواب داد: اين پول را از اينجا به دست آورديم، اينجا خرج كرديم، به اين دليل به دست آورديم، به اين دليل خرج كرديم. مسئوليت هم همين جور است. حالا الحمدللَّه شماها على‌الظاهر افراد مالدار و پولدار و ثروتمندى نيستيد - ان‌شاءاللَّه كه نباشيد - ليكن سنگينى مسئوليت شما از سنگينى آن مال بيشتر است. از ما سؤال ميكنند: در فلان قضيه، شما مسئوليتتان چه بود؟ جزئيات مسئوليت را بايد بدانيد. اگر ندانيم، سؤال ميكنند كه چرا نميدانستى مسئوليتت اين است؟ چطور غفلت كردى؟ وقتى كه بدانيم، ميگويند حالا اين مسئوليت را چطور ادا كرديد؟ طول ميكشد تا شرح بدهيم، تا بيان كنيم، تا عذر بياوريم.

و همه بدهكاريم. همه‌ى بشريت، همه‌ى خلق عالم، در مقابل محاسبه‌ى الهى بدهكارند. هيچ كس نميتواند بگويد من ميزان اعمالم به قدر كفاف پاسخگوست؛ انبياء هم نميتوانند بگويند؛ لذا استغفار ميكنند. انبياء و اولياء هم تا لحظه‌ى آخر استغفار ميكنند، طلب مغفرت ميكنند. امام سجاد در دعا ميفرمايد: «و عدلك مهلكى»؛ عدالت تو، پدر من را در مى‌آورد. لذا عرض ميكنيم: «عاملنا بفضلك». اگر بحث عدالت پيش بيايد و بخواهند مو را از ماست بكشند، و اگر در كارهايمان دقت كنيم، واويلاست. بايد از خداى متعال فضل او را بخواهيم، اغماض او را بخواهيم، گذشت او را بخواهيم.

البته يك حرف هست كه آن را ميشود در پيشگاه خداى متعال عرضه كرد؛ و آن اين است كه من به قدر توانِ خودم تلاش كردم. اگر بتوانيم اين را بگوئيم، خوب است. به قدرى كه ميفهميدم، به قدرى كه ميتوانستم و ميدانستم، تلاش كردم؛ ديگر حالا كم و زياد و نقص و مشكل و كمبود و اينهايش را عفو كن؛ اينجورى ميشود. پس بايد همتمان را بگماريم به اينكه از همه‌ى نيرو و توان و استعداد و ظرفيت استفاده كنيم. البته هر انسانى ضعفى دارد، مشكلى دارد، كمبودى دارد؛ اينها را هم به خدا محول كنيم؛ ليكن تلاش خودمان را بكنيم، از ظرفيت كم نگذاريم.

حالا ما عرض كرديم: همت مضاعف، كار مضاعف. اين مضاعف فقط به معناى دو برابر نيست. اگر همت كنيد، بكنيد ده برابر، جا دارد. آنچه كه خيلى مهم است، ظرفيتهاى موجود در جامعه است. ما در همه‌ى زمينه‌ها مثل يك معدنِ استخراج نشده يا نيمه استخراج شده هستيم. اهل فن و متخصصين و كارشناسان در همه‌ى زمينه‌ها - مثل زمينه‌هاى اقتصادى، زمينه‌هاى فنى، زمينه‌هاى علمى - به ما ميگويند ظرفيتهاى كشور، ظرفيتهاى بى‌نظيرى است. دوستانى كه اهل هر رشته‌اى، هر بخشى از كارهاى مهم جامعه هستند و با مسائل آشنايند، آنها در بخش خودشان وقتى گزارش ميدهند، وقتى مقايسه ميكنند، وقتى ما را، ملتمان را، كشورمان را با خيلى كشورهاى ديگر تطبيق ميكنند، ما را به اين نتيجه ميرسانند كه ظرفيتهاى ما خيلى زياد است. در زمينه‌ى اقتصادى، ظرفيت كشور خيلى بالاست. در زمينه‌ى علمى، ظرفيت كشور واقعاً حيرت‌آور است. يك مقدار كه انسان حركت را سريع‌تر ميكند، جدى‌تر ميكند، فشارى وارد مى‌آيد و اصرارى صورت ميگيرد، انسان مى‌بيند ناگهان همين طور گلهائى است كه در اين باغ ميشكفد؛ نهالهائى است كه در اين بوستان ميبالد، كه انسان هيچ تصورش را نميكرد و گمانش را نداشت؛ اما مى‌بينيم شد و ميشود.

در بخشهاى مختلف فرهنگى هم وقتى انسان نگاه ميكند، مى‌بيند آمادگى‌ها زياد، استعدادها جوشان، نفرات بااستعداد و فراوان است. در زمينه‌هاى فناورى هم انسان مى‌بيند حركت ممكن در كشور، خيلى عظيم و دهشت‌انگيز است. كارهاى بزرگى ميشود انجام داد. اينها ظرفيتهاى كشور است.

حالا اين ظرفيتها در بخشهاى مختلف دست من و شماست. اگر چنانچه اين ظرفيتها را نشناسيم، كوتاهى كرديم؛ اگر بشناسيم و براى به كارگيرى اين ظرفيتها همت نكنيم، كوتاهى كرديم؛ اگر به يك حد متوسطى قانع بشويم، كوتاهى كرديم. بايد به سمت قله حركت كنيم. درست مثل ورزشكارى كه استعداد بدنى دارد، قواره‌ى اندامى او قواره‌ى مناسبى است، امكانات ورزشى هم جلويش هست؛ او ديگر نميتواند بگويد من هر روزى نيم ساعت، بيست دقيقه نرمش ميكنم؛ او بايد برود به سمت قهرمانى؛ قله را بايد در نظر بگيرد.

در كارهاى اخروى هم همين جور است، در كارهاى معنوى هم همين جور است، در حركت توحيدى هم همين جور است؛ به كم نبايد قانع شد. در طلب ثواب الهى هم همين جور است؛ به كم نبايد قانع شد. خوب، اگر ما اين همت بلند را به كار نگرفتيم، ظلم كرديم، كوتاهى كرديم. اين كوتاهى ما هم ظلم است؛ هم ظلم به خود ماست - چون مورد مؤاخذه‌ى الهى قرار ميگيريم - هم ظلم به كسانى است كه استحقاق اين را دارند كه از اين ظرفيتها استفاده كنند و بهره‌مند شوند. اگر بهره‌مند نشدند، ما تقصير كرديم. گفتن اين حرفها آسان است. عمل كردن و حركت كردن، دشوار است؛ احتياج به همت دارد.

 بدانيم هم كه خداى متعال به ما كمك ميكند. هر كسى كه دنبال يك هدفى باشد و نيرويش را به كار بگيرد، خدا كمكش ميكند. در كار دنيائى هم باشد، خداى متعال كمك ميكند؛ «كلّا نمدّ هؤلاء و هؤلاء».(1) همان كسانى كه دنبال دنيا هستند، خدا ميگويد كمكشان ميكنيم. اگرچه وقتى مصروف دنيا شدند، ديگر از آخرت نصيبى نخواهند داشت. هم آنهائى را كه دنبال آخرتند، كمك ميكنيم، هم آنهائى را كه دنبال دنيايند. آخرت هم فقط نماز شب و دعا و ذكر و توسل و اينها نيست. البته اينها هم وسائل است؛ ليكن خدمت به مردم، حضور در آنجائى كه لازم است، اينها همه‌اش كارهاى خدائى است.

شما ببينيد در صدر اسلام، آن كسانى كه ممدوح واقع شدند - حالا توى فرهنگ ما، بر طبق عقيده‌ى ما - بيش از آنچه كه به خاطر نماز و عبادتشان ممدوح واقع شدند، به خاطر موضعگيرى‌هاى سياسى‌شان، اجتماعى‌شان و مجاهدتشان ممدوح واقع شدند. ما ابى‌ذر را، يا عمار را، يا مقداد را، يا ميثم تمار را، يا مالك اشتر را كمتر به عبادتشان مدح ميكنيم. تاريخ، اينها را به آن مواضعى ميشناسد كه اين مواضع، تعيين كننده بود؛ حركت كلان جامعه را توانست هدايت كند، شكل بدهد و به پيشرفت اين حركت كمك كند. آنهائى هم كه مذمت شدند، همين جور. خيلى از بزرگان كه مورد مذمت قرار گرفتند، به خاطر شرب خمر مذمت نشدند، به خاطر بى‌نمازى مذمت نشدند؛ به خاطر عدم حضور در آنجائى كه حضورشان لازم بود، مذمت شدند. تاريخ، اينجورى ثبت كرده؛ نگاه كنيد، ببينيد. پس كار خدا، كار معنوى، كار توحيدى، منحصر نيست در نماز خواندن؛ اگرچه نماز را دست‌كم نبايد گرفت. نماز پشتوانه‌ى همه‌ى اينهاست. تلاوت قرآن، تدبر در قرآن، تضرع پيش خداى متعال، خواندن ادعيه‌ى مأثور - صحيفه‌ى سجاديه، دعاى امام حسين، دعاى كميل، بقيه‌ى اين ادعيه‌اى كه هست - اينها همه‌اش كمك كننده است؛ روان كننده‌ى حركت موتور وجود انسان است؛ كه اگر چنانچه شما با خدا انس داشتيد و ميان خودتان و خدا را درست و اصلاح كرديد، اين كارها را راحت‌تر انجام ميدهيد؛ با رغبت بيشتر، با شوق بيشتر انجام ميدهيد. بنابراين كسى كه ميخواهد كار خدا را بكند، خداى متعال كمكش ميكند. كسى بخواهد كار دنيا را هم بكند، همين جور. اينهائى كه دنيا، يا مقام دنيا، يا پول دنيا، يا عيش دنيا، لذتهاى جنسى و امثال اينها برايشان هدف و غرض و مآل بود - كه حالا در دنيا نمونه‌هايش را زياد مشاهده ميكنيد - اينها هم وقتى كه در راه همان هدفِ خودشان تلاش كردند، خدا كمكشان ميكند. كمك الهى به اين است كه وسائل را در اختيارشان ميگذارد. همت ميكنند، از اين راه ميروند، هدفشان هم فقط هدف مادى است؛ لذا به آن هدف ميرسند. البته چون آن جانب اصلى را كه جانب معنوى و الهى و اخروى است، نديده گرفتند، آنجا ضرر ميكنند؛ اما در اين قسمتى كه هدف گرفتند، پيش ميروند.

خوب، حالا شما آقايان و خانم‌هائى كه اينجا تشريف داريد، مسئولين هستيد و اين حرفهائى كه ما به شما عرض ميكنيم، حرفهائى است كه خود شماها به مردم ميگوئيد؛ حرفهاى جديدى براى شماها نيست؛ تذكر است ديگر. انسان احتياج دارد به تذكر. در يادآورى، نتائج بزرگى هست كه در دانستن، آن نتائج نيست. خيلى چيزها را انسان ميداند، اما بايد مرتب به انسان يادآورى بشود. توجه كنيم كه ما كجا هستيم، چه كار داريم ميكنيم، هدف چيست؟ هدف، اين يك شاهى صنار دنيا نيست كه ما به خاطر آن، وظيفه‌ى بزرگ را فراموش كنيم و اهداف عالى را زير پا بگذاريم. هدف، مدح و تمجيد اين و آن نيست كه مثلاً فرض بفرمائيد چند صباحى به يك كرسى‌اى تكيه بزنيم، چهار نفر جلوى ما خم و راست بشوند يا اطاعت كنند. اينها كه براى بشر كوچك است. هدف، فلاح است؛ نجاح است - «قد افلح المؤمنون»(2) - بايد آن را هدف گرفت. بايد به فكر زندگى حقيقى بود، كه اين زندگى حقيقى شروع خواهد شد؛ حالا دير يا زود، براى همه‌ى ماها، چند روز ديگر، چند ساعت ديگر، چند سال ديگر؛ بالاخره آن زندگى حقيقى با مرگ مادى و جسمانى آغاز خواهد شد. هدف اين است كه آنجا را آباد كنيم؛ همه‌ى اينها مقدمات است.

يكى از چيزهائى كه خيلى مهم است - چون حالا تقريباً همه‌ى مسئولين قوا، از هر سه قوه اينجا تشريف داريد - يكپارچگى در حركت است؛ ولو يكپارچگى در فكر و نظر و سليقه نباشد، كه نه ممكن است، نه آنقدر هم مطلوب است. اختلاف سلائق و اختلاف نظرات به مباحثه مى‌انجامد، و مباحثه به كشف عرصه‌هاى جديد منتهى ميشود. بنابراين ما هيچ توصيه نميكنيم كه حتماً همه در همه‌ى مسائل يكسان فكر كنند؛ نه، اصلاً ممكن هم نيست و امكان ندارد. اختلاف در نظر و در سليقه و در فكر و در فهم، خودش از اول خلقت بشر وسيله‌اى شده است براى پيشرفت انسان. اما با وجود آن اختلافاتى كه وجود دارد، هماهنگى در حركت لازم است. اگر كاروانى باشد، افراد كاروان بين خودشان اختلافاتى داشته باشند، بحثى داشته باشند، دعوائى داشته باشند، مباحثه‌ى علمى داشته باشند، مباحثه‌ى سياسى داشته باشند، مباحثه‌ى در مسائل گوناگون و روزمره داشته باشند، با هم هم بحث كنند - اين ايرادى ندارد - به نتيجه رسيدند، چه بهتر؛ به نتيجه هم نرسيدند، نرسيدند؛ ايرادى ندارد؛ اما اين حركتى كه دارد انجام ميگيرد، متوقف نشود. اينجور نباشد كه اين مباحثه موجب بشود كه وسيله‌ى راهوارى كه زير پايشان است، اين را از كار بيندازند، مشغول مباحثه شوند؛ يا احياناً بگويند حالا كه در اين مسئله‌ى علمى به نتيجه‌ى واحدى نرسيديم، پس تو از آن راه برو، من از اين راه؛ نه آقا، داريم ميرويم؛ هدف مشخص است. سه قوه بايد اينجورى حركت كنند. دوستان عزيز! برادران و خواهران عزيز كه در سه قوه تشريف داريد! مراقب باشيد وحدت حركت، يكپارچگى در حركت و در تصميمهاى بزرگ، حفظ شود؛ اختلافات به اختلافات در كار اساسى نينجامد.

ما الان برنامه‌ى پنجم را در پيش داريم. برنامه‌ى پنجم الزامات خيلى زيادى بر دوش همه گذاشته. البته وسط ميدان، طبعاً دولت است، كه مجرى است؛ اما دستگاه قوه‌ى مقننه، دستگاه قوه‌ى قضائيه، دستگاه‌هاى جنبى‌اى كه وجود دارند، اينها همه، هم مسئولند، هم مؤثرند. اگر بنا باشد كه سر قدم به قدم كارها و حرفها بگوئيم حالا كه اينجور شد، پس هيچى، همكارى نميكنيم، كار پيش نميرود. همكارى كنيد، كمك كنيد و براى آن كسى كه در وسط ميدان اجراء قرار دارد، تسهيلات فراهم كنيد. البته مصالح را در نظر بگيريد، ليكن كمك كنيد كه كار اجرائى بخوبى انجام بگيرد و پيش برود.

من توصيه‌ى مؤكد دارم به همكارى دستگاه‌هاى سه‌گانه و قواى سه‌گانه، تا بتوانيم ان‌شاءاللَّه چشم‌انداز را تأمين كنيم. اهداف چشم‌انداز، اهداف خيلى مهمى است. البته اگر همت مضاعف كنيد، از آن اهداف، جلوتر هم ميرويد؛ اين ممكن است و هيچ استبعادى هم ندارد. الان مشاهده ميكنيم كه ما از زمان‌بندى فرضى در مورد اهداف چشم‌انداز، در بعضى از بخشها جلو هم هستيم. ممكن است در بعضى از بخشها هم يك خرده عقب باشيم، اما در بعضى از بخشها حتماً طبق آن زمان‌بندى فرضى كه انسان در ذهن دارد، جلو هم هستيم و مشكلى نداريم. ميتوان از آن اهداف جلوتر هم برويم. احتياج به اين معنا هست كه ما بتوانيم جلوتر برويم، بتوانيم حركت كنيم، تلاش كنيم. پس همت مضاعف لازم است.

هم در زمينه‌هاى اخروى، هم در زمينه‌هاى دنيوى بايد تلاش كرد. دوستان در زمينه‌هاى فردى و ارتباطات خود با خدا هم هرچه ميتوانند، همت و كار را مضاعف كنند؛ اين هم به دست غفلت و فراموشى سپرده نشود. مسائل شخصى و فردى - آنچه كه بين هر كسى با خداست - خيلى اهميت دارد. اگر وارد بشويم و با اين چيزها انس پيدا كنيم، ان‌شاءاللَّه خداى متعال هم بيشتر كمك خواهد كرد؛ كمااينكه تا الان هم خداى متعال به ما خيلى كمك كرده.

مسائل فرهنگى هم خيلى مهم است. فرهنگ عمومى خيلى مهم است. چهره‌ى دينى در زندگى عمومى مردم خيلى مهم است. چهره‌ى دينى و ظاهر دينى - كه البته ان‌شاءاللَّه خبر از باطن خواهد داد - خيلى حائز اهميت است.

خوب، بايد تشكر هم بكنيم از برادرانى كه در ايام تعطيلات نوروزى خيلى تلاش كردند؛ از نيروى انتظامى بگيريد، تا صدا و سيما، تا دستگاه‌هاى بهدارى و بيمارستانها و اورژانسها و چه و چه. دستگاه‌هاى گوناگون خدمات زيادى را متقبل شدند، براى اينكه مردم بتوانند آسايش خودشان را داشته باشند. در بخشهاى دولتى، در بخشهاى گوناگون، تلاشهاى خيلى خوبى انجام گرفت. واقعاً بعضى همت كردند، كار كردند، براى مردم آسايش و شادى و راحتى و امنيت را حفظ و تأمين كردند؛ اينها خيلى باارزش است.

 و چقدر خوب است كه دستگاه‌هاى رسمى، كار خود را از همان اوان اتمام تعطيلات رسمى شروع كنند. خوشبختانه بعضى‌ها خيلى تلاش كردند، خيلى حضور داشتند. از اول روزهاى فروردين كه ماها در تعطيلات بوديم، ميديديم بعضى‌ها تلاش ميكردند، بودند، حضور داشتند، كارهاى خوبى انجام ميگرفت. هرچه بتوانيد فرهنگ كار و تلاش و حضور در عرصه‌ى كار و سنگر كار را گسترش بدهيد، خيلى خوب است؛ اين به حركت جامعه و نشاط جامعه كمك خواهد كرد.

اميدواريم ان‌شاءاللَّه خداوند متعال به همه توفيق بدهد، همه‌تان را تأييد و كمك كند. ان‌شاءاللَّه اين مسئله‌ى هدفمند كردن يارانه‌ها هم كه حالا شنيدم باز يك توافقهائى دارد صورت ميگيرد، به بهترين شكل توافقى صورت بگيرد و كارهاى خوبى انجام شود و مردم بتوانند طعم تدابير شماها و تلاش شماها را ان‌شاءاللَّه بچشند و بهره ببرند.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌
|
امتیاز مطلب : 22
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7


بیانات در دیدار مسئولان و شخصیت‌های علمی سیاسی
13 ارديبهشت 1389 ساعت 18:12 | بازدید : 289 | نویسنده : محمدرضاربی زواره | ( نظرات )

 

بیانات در دیدار مسئولان و شخصیت‌های علمی سیاسی

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

ان‌شاءاللَّه حلول سال جديد بر همه‌ى شما برادران و خواهران عزيز مبارك باشد. بالاخره اين گذران فصول و سالها بايد به ما در طول عمرمان، تجربه‌ها و عبرتهائى را بياموزد. فرمود: «يا محوّل الحول»؛ سال را تحويل ميكند. تحويل سال فقط در تحويل فصل زمستان به فصل بهار نيست؛ همه‌ى فصول در واقع تحويل ميشوند. يك وقت فصل بهار است، يك وقت فصل تابستان است، بعد پائيز و برگ‌ريزان شروع ميشود. زمستان و سرما كه ظاهرش سخت و خشن است، اما باطنش در واقع مايه‌ى حيات بهار است. تحويل حول، يعنى اين؛ فصول تبديل به يكديگر ميشوند.

احوال گوناگون طبيعت، پى‌درپى مى‌آيند و تغيير پيدا ميكنند؛ اينها همه‌اش آيات الهى است. ما عادت كرديم، اهميت آنها را نميفهميم؛ والّا اگر انسان به اين تغيير و تحولى كه در طبيعت وجود دارد، عادت نكرده باشد و بار اوّلى باشد كه اينها را مى‌بيند، خواهد ديد كه خيلى حوادث شگفت‌آورى است. همين روئيدن گياهان، نو شدن طبيعت، بارور شدن درختان، اينها همه علائم قدرت الهى است كه همين طور ما با چشمِ عادت‌كرده‌ى خودمان از اينها آسان ميگذريم. در نفس خود ما هم همين جور است، وجود خود ما هم همين جور است.

تغييرات را غالباً انسان حس نميكند. تغييراتى به وجود مى‌آيد، نميفهميم. خيلى از اين بى‌توجهى‌ها در نهايت به ضررهاى بزرگ منتهى ميشود. فرض بفرمائيد كه يك رونده‌اى در راهى دارد حركت ميكند، غفلت ميكند، يك زاويه‌ى پنج درجه‌اى، ده درجه‌اى به وجود مى‌آيد. انسان هيچ متوجه نيست. پنج درجه زاويه، چيزى نيست كه انسان را به خودش متوجه كند. بعد هر چه كه در اين جهت حركت ميكند، هى فاصله‌ى او با همين پنج درجه - اگر اين پنج درجه به ده درجه و پنجاه درجه هم نرسد، همين طور پنج درجه باشد - و شكاف بين او با اين خط صحيحى كه بايد از آن حركت ميكرد، بيشتر ميشود. يك وقت انسان به خود مى‌آيد، مى‌بيند اى بابا، چه فاصله‌ى عميقى به وجود آمده. اينكه ميگويند تقوا، براى همين است. تقوا يعنى لحظه به لحظه خود را پائيدن، خود را مواظبت كردن؛ انسان حواسش جمع باشد كه چه كار دارد ميكند. اين نمازى كه روزى پنج بار براى ما معين شده است، واقعاً از بزرگترين نعمتهاى خداست. اگر اين نماز نبود، ماها خيلى در غفلت غرق ميشديم. اين نماز، ما را به خود مى‌آورد. آن وقت اقتضاء ميكند كه پس نماز را درست و با توجه بخوانيم. اگر نماز با توجه خوانده شود، اين كمك ميكند به اينكه انسان متوجه خودش باشد.

پس ببينيد در حركت سال 88 به 89 كه يك ساعتى برايش معين ميكنيم - كه اين ساعت مثل بقيه‌ى ساعات عمر است؛ از لحاظ طبيعى، از لحاظ اندازه‌گيرى‌هاى گوناگون، اين ساعت آخر سال 88 با ساعت اول سال 89 هيچ تفاوتى ندارد؛ يك حدى معين كردند - اگر غفلت بكنيم، توجه نميكنيم به گذر طبيعت و تحول طبيعت؛ اگر به اين تغيير و جابه‌جائى توجه كنيم، طبعاً ميفهميم و احساس ميكنيم. اين احساس را انسان بايد در همه‌ى تحولات زندگى با خودش همراه داشته باشد. در واقع ميتوان اين را به محتواها و ظرفيتهاى نوروز اضافه كرد.

 عيد نوروز كه يك عيد على‌الظاهر غير دينى است، عيد ملى است، جنبه‌ى دينى و يادآورى دينى ندارد؛ اگرچه حالا در بعضى از روايات دارد كه «النّيروز من ايّامنا»: از روزهاى ماست - حالا نميدانيم چقدر اين روايات اعتبار و استحكام سندى دارد - اما محتواى دينى در همه‌ى حوادث زندگى انسان وجود دارد؛ از جمله در اين عيد. خوشبختانه مردم ما توجه دارند، دعا ميخوانند، ذكر ميگويند، در مشاهد مشرفه شركت ميكنند؛ حتّى كسانى كه به شهرها و مراكزى ميروند كه على‌الظاهر مشاهد مشرفه‌ى معروف هم ندارد، آنجا اگر امامزاده‌اى پيدا شود، ساعت تحويل را حتماً توى امامزاده ميگذرانند؛ اگر مثلاً فرض كنيد عيد را به شيراز ميروند، ساعت تحويل را در شاهچراغ ميروند؛ اين يك عادت بسيار پسنديده‌اى است در بين مردم ما. هرچه بتوان محتواهاى دينى را در همه‌ى حوادث زندگى و پديده‌هاى زندگى افزايش داد، اين به نفع ماست.

دين، ايمان دينى، توجه دينى، ضامن سعادت انسان است. بشر بدون دين وضع بدى پيدا ميكند. همه‌ى ادوار هم همين جور بوده، الان هم همين جور است. الان هم اين كسانى كه دنيا را منهاى دين و با تخليه‌ى دين خواستند اداره كنند، دچار مشكلات صعب عجيبى هستند. اين مشكلات مثل مشكلات جسمانى و روزمره‌ى انسان نيست كه فوراً خودش را نشان بدهد؛ نه، يك وقتى نشان ميدهد كه ديگر قابل علاج نيست. وقتى كه بناى بى‌مهار قرار دادن شهوات جنسى گذاشته شد، وقتى سياستها اين شد، فرهنگ اين شد، كار به اينجا ميرسد كه امروز شما نگاه ميكنيد يك مقام رسمى، يك وزير، مراسم ازدواج جنسى ميگيرد1 و از دنيا خجالت نميكشند! اين بعد منتهى خواهد شد به اينكه با محارمِ خودشان هم بتوانند ارضاء شهوت جنسى كنند! امروز اين عيب است، امروز اين را قبول ندارند؛ اما بلاشك به اينجا خواهد رسيد؛ يعنى اين روند، دنباله‌اش همين است. امروز اين فضاحت در دنياى غرب هست. نتيجه‌ى دنياى بى‌دينى اين است. نتيجه‌ى دنياى بى‌دينى، تلاشى خانواده است؛ بيگانه شدن انسانها از همديگر است، و مشكلات فراوانى كه در زندگى بشر وجود دارد.

بشر بايد به دين برگردد، و برميگردد و شروع كرده به برگشتن؛ چه بخواهند، چه نخواهند، اين خواهد شد. و در اين حركت عظيم، اسلام آن نقطه‌ى درخشان است؛ آن نگين اصلى در گردونه و منظومه‌ى توجهات معنوى به اديان است. اسلام ميدرخشد. ميخواهند جلوى اسلام را بگيرند، نميتوانند.

دشمنى با جمهورى اسلامى هم يك قسمت عمده‌اش مربوط به اين است؛ چون ميدانند اين حركتِ دينى است، اين ايمانِ دينى است كه مردم را به راه انداخته، در صحنه‌ها نگه داشته؛ آنها را در مشكلات، در دست‌اندازهاى خطرناك، در پيچهاى خطرناك هدايت كرده؛ اين را مى‌بينند و ميفهمند. البته خيلى از اين سياستمدارها، سياستگذارهاى واقعى نيستند؛ مجريان سياستهايند، ظواهر را مى‌بينند؛ اما آن كسانى كه طراحان سياستهاى بين‌المللى هستند، كه واقعاً با هدايت آنها دارد اين دنياى مادى حركت ميكند، آنها ناگزير ميفهمند قضيه اين است؛ چاره‌اى هم ندارند.

البته سعى ميكنند دنياى اسلام را مشغول كنند. امروز همين قضاياى فلسطين در سايه‌ى مشغول شدن دنياى اسلام به مسائل فرعى دارد اتفاق مى‌افتد. واقعاً امروز در فلسطين فاجعه‌آفرينى است، در غزه فاجعه‌آفرينى است، در كرانه‌ى باخترى هم فاجعه‌آفرينى است. قضاياى حرم ابراهيمى را نبايد دست‌كم گرفت؛ اينها خيلى مهم است. به خاطر اقامه‌ى نماز، مسلمانها را از پايگاهشان و خانه‌شان بيرون كنند و راه ندهند! اسلام‌زدائى از آثار اسلامى، يكى از آن كارهاى بسيار خطرناكى است كه دارد جلوى چشم مسلمانهاى عالم اتفاق مى‌افتد. از بس همه مشغولند، سرگرم چيزهاى فرعى و جزئى هستند، نميفهمند در دنياى اسلام چه دارد ميگذرد. توطئه عليه دنياى اسلام اين است.

امروز سازمان كنفرانس اسلامى كه وظيفه و اساس فلسفه‌ى وجودى‌اش اصلاً دفاع از فلسطين و مسئله‌ى فلسطين بوده، واقعاً وظيفه دارد كه ايستادگى كند؛ دنياى اسلام را در مقابل اين حركت موذيانه‌ى صهيونيستها و حاميانشان - كه اغلب دولتهاى مستكبر غربى، على‌رغم اختلافاتى كه دارند، در اين پشتيبانى سهيم و شريكند - بسيج كند.

دنياى اسلام بايستد، و ميتواند. ظرفيتهاى دنياى اسلام براى ايستادگى در مقابل خباثتها و طمع‌ورزى‌هاى صهيونيستها خيلى بالاست. همه‌ى توجه فوراً متوجه نفت ميشود؛ مسئله‌ى نفت نيست. اينجا مركز دنياست، بزرگترين بازارهاى مصنوعات غربى توى اين منطقه است، آبرويشان به اينجا وابسته است، مهمترين گذرگاه‌هاى جهانى در اختيار اين مجموعه‌ى كشورهاى مسلمان است؛ اين چيزها رگهاى حيات دنياست، دست مسلمانهاست؛ مسلمانها از اينها استفاده كنند، ميتوانند.

از همه‌ى اينها هم كه بگذريم، منطق سياسى و حرف سياسى در دنياى امروز كارگر است. ميتوانند بخواهند، بدون اينكه حتّى از اين ابزارها بخواهند استفاده كنند. نفس خواستن دولتها و ملتها، وزنه‌ى عظيمى در حوادث جهانى است. متأسفانه از اين استفاده نميشود، غفلت ميشود.

به هر حال ما خودمان درس بگيريم. ما مسائلمان را تقسيم كنيم به مسائل اصلى و غير اصلى؛ به اصلى‌ها بپردازيم. مسائل اصلى در كشور ما زياد است؛ بخشى‌اش مربوط به مسئولين است، بخشى‌اش مربوط به فرهنگ‌سازان است، بخشى‌اش مربوط به مؤسسات عظيم و وسيعى است كه خوشبختانه در كشور وجود دارد؛ هركدام وظيفه‌اى دارند، كارى دارند. به هدايت اين مردم و به هدايت نظام و پيشبرد نظام بينديشيم و بپردازيم.

ان‌شاءاللَّه خداوند ماها را از خواب غفلت بيدار كند، بتوانيم وظائفمان را درست تشخيص بدهيم، بشناسيم و بر طبق آنها ان‌شاءاللَّه عمل كنيم. ان‌شاءاللَّه بر همه‌ى شماها سال مبارك باشد و مشمول دعاى حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه) باشيد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌
|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6


بیانات در دیدار فرماندهان ارشد نظامی و انتظامی
13 ارديبهشت 1389 ساعت 18:11 | بازدید : 314 | نویسنده : محمدرضاربی زواره | ( نظرات )

 

بیانات در دیدار فرماندهان ارشد نظامی و انتظامی

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم

 تبريك عرض ميكنيم عيد نوروز و فرا رسيدن بهار را - كه فصل طراوت و شادابى و تجديد حيات است - به همه‌ى شما برادران عزيز، كه بارهاى سنگينى را بر دوش داريد و ما تلاشها و زحمات و كوشش وسيع شما را در بخشهاى مختلف و مربوط به خودتان شاهد هستيم. ان‌شاءاللَّه خداوند اين زحمات را از همه‌ى شماها قبول كند و توفيق بدهد كه بتوانيد - همان طور كه امسال به ملت ايران عرض كرديم - با همت مضاعف و چند برابر و همچنين كار مضاعف و تلاش مضاعف و چند برابر، ان‌شاءاللَّه ميدانهاى وسيع ديگرى را پيش برويد، فتح كنيد و نيروهاى مسلح جمهورى اسلامى را واقعاً به آن نقطه‌اى برسانيد كه شايسته‌ى اين نظام و شايسته‌ى عناصر مؤمن و صادق و خدمتگزارى مثل شماهاست.

 واقعاً يكى از نعمتهاى بزرگ خداوند در اين دوران براى نيروهاى مسلح، وجود مسئولان صادق و صميمى است؛ اين را انسان واقعاً بايستى نعمت بزرگى بداند و آن را شكر بگويد. اين پديده‌اى كه در نظام جمهورى اسلامى خودش را نشان داد و در دوران دفاع مقدس تجلى و تبلور پيدا كرد، يعنى پديده‌ى «خود را فرع هدف دانستن، نه اينكه هدف را وابسته و تابع خود كردن»، پديده‌ى بسيار مهمى است؛ حقيقتاً جاى سپاسگزارى دارد. نه اينكه ما آدمهاى ناخالص و شائبه‌دار در طول اين دورانها نداشتيم و نداريم؛ چرا، بالاخره همه جور روحيه‌اى، خُلقى در همه‌ى قشرها و همه‌ى طبقات و همه‌ى افراد وجود دارد؛ ليكن نگاه غالب، اين است. من وقتى به فرماندهان عزيزمان - كه شماها باشيد - نگاه ميكنم، واقعاً خداى متعال را شكر ميكنم كه به اين ملت تفضل كرده و چنين عناصر مؤمن و بااخلاصى را بر اين كارهاى بزرگ گماشته.

 خوب، خود شما آقايان هم كه مورد سپاس هستيد، نعمت خدا براى ما هستيد، بايد خدا را شكر كنيد كه اين توفيق را، اين فرصت را در اختيار شما گذاشته كه اين كارهاى مهم را انجام دهيد. همه‌ى ماها - هم من، هم شماها هر كدامتان تك تك - ميتوانستيم يك آدمى باشيم در امر زندگى شخصى خودمان فعال؛ يك تاجر خوب، يك روحانى خوب، يك دانشگاهى خوب؛ تلاشهائى بكنيم براى خودمان، شخص خودمان، وزرى هم پيش خداى متعال نداشته باشيم؛ چون اين كارى كه ماها ميكنيم، تويش امكان وزر و وبال هم خيلى زياد است؛ شانه‌ها زير قوه‌ى سنگين قرار دارد؛ ميتوانستيم اينجورى نباشيم، يك زندگى معمولى داشته باشيم؛ اما طبعاً اين نقش‌آفرينى را كه امروز شما در كشور و نظامتان داريد، آن را هم نداشته باشيد. پس اين شكر دارد كه شما در جائى قرار گرفته‌ايد كه ميتوانيد نقش‌آفرين باشيد. حضور شما، اراده‌ى شما، معرفت شما، درجه‌ى اخلاص شما ميتواند در سرنوشت كشور، در تاريخ كشور، در آينده‌ى اين ملت، نه آينده‌ى ده سال و بيست سال، آينده‌ى صد سال و دويست سال براى اين كشور اثر بگذارد؛ كه اگر اين اثر يك اثر نيكى بود، آن وقت اين صدقه‌ى جاريه، برتر از همه چيز است و هيچ چيز با آن معادل نيست. شما بتوانيد يك خطى را ترسيم كنيد، يك كارى را انجام دهيد كه تا سالهاى متمادى بر اساس آن كار، يك ملت سعادت داشته باشند، از دين و دنيا برخوردار باشند، اين چيزى نيست كه هيچ عبادتى، هيچ نماز شبى، هيچ خدمت متوسط و معمولىِ متعارفى به خلق‌اللَّه با اين معادله كند؛ خيلى چيز بالائى است. اين فرصت را خدا به من و شما داده است؛ پس بايد شكرگزارى كنيم. منتها مثل همه‌ى كارهاى بزرگ، همچنان كه غنيمت آن زياد است، غرامت آن هم سنگين و خطرناك است؛ »من له الغنم فعليه الغرم«؛ با هم مبادل است؛ مثل ارتفاع بالا در حركت كوهنوردى است. اگر انسان از آنجا پرتاب شود، خطرش خيلى بيشتر از اين است كه مثلاً از يك مترى و دو مترى زمين پرتاب شود. اما خوب، آنجا نقطه‌ى عالى است؛ نقطه‌ى بالاست. هرچه جايگاه بالاتر، خطرها هم بيشتر.

 راهِ بستن اين خطرها هم ملاحظه‌ى تكليف و مبارزه‌ى با هواى نفس است. اينجور نيست كه انسان را در يك مجموعه‌ى ابهام قرار داده باشند كه ندانيم پس چه كار كنيم؛ نه، با هواى نفسِ مخالف شرع و مخالف دين مبارزه و معارضه كردن و وظيفه و تكليف و واجب را دائماً مورد ملاحظه قرار دادن. اگر اين خط را برويد - كه البته خط آسانى نيست، مشكل است - معلوم است كه چه كار بايد كرد. لذا به نظر من از جمله‌ى كارهائى كه امثال ما و شما بايد داشته باشيم، اين است كه از خداى متعال بخواهيم و بگوئيم: پروردگارا ! اين نعمتى را كه به ما دادى - يعنى فرصت حضور در يك جايگاه مؤثر، در سرنوشت كشور و ملت - به نقمت تبديل مفرما؛ اين را كه موجب اجر است، موجب وزر قرار نده. خوب، اين بسته به تلاش خود ماست. از خدا كمك بخواهيم، همت كنيم، تلاش كنيم؛ خواهد شد.

 نيروهاى مسلح - همچنان كه در بيان اميرالمؤمنين (عليه الصّلاة و السّلام) هست - حصارند؛ حصن و حصارِ بركشيده‌ى در پيرامون يك ملت و يك كشورند. حصار هميشه بايستى پابرجا باشد، حصار بايد رخنه پيدا نكند؛ لذا نيروهاى مسلح هميشه بايستى استوارى خودشان را حفظ كنند. در داخل حصار، حوادث و شرائط گوناگونى پيش مى‌آيد؛ يك عده خوابند، يك عده بيدارند، يك عده دعوا ميكنند، يك عده مشغول عروسى‌اند، يك عده مشغول عزايند؛ اما اين حصار بايد در همه‌ى اين احوالات مستحكم باقى بماند. با اين چشم به نيروهاى مسلح نگاه كنيد. اين استحكام بايد دائم باقى باشد. اگر اين استحكام بود، اگر نگهبانانى كه بر روى حصار دارند نگهبانى ميدهند، دائم هشيار بودند، مراقب بودند، حركات دشمن را رصد كردند، از هيچ نقطه‌اى غافل نشدند، امنيت داخل حصار محفوظ خواهد بود؛ در سايه‌ى آن امنيت، مردم به دين و دنيا ميتوانند برسند؛ كه اگر امنيت نبود، نميتوانند. پس پرداختن به استحكام نيروهاى مسلح، يك اصل دينىِ غيرقابل اغماض است. همه بايستى مراقب باشند، خود نيروهاى مسلح هم بايد مراقب باشند، دولتها هم بايد حواسشان باشد، مردم هم بايد حمايت كنند؛ اين حصار بايستى مستحكم باشد. در همه‌ى احوال، هر اتفاقى در داخل رخ ميدهد، حصار نيروهاى مسلح بايد محفوظ باشد.

 خوب، اين تشبيه معقول به محسوس است. حصار در هر جا يك معنائى دارد. شما حصاريد؛ ارتش يك جور حصار است، سپاه يك جور حصار است، بسيج يك جور حصار است، نيروى انتظامى يك جور حصار است، حفاظت اطلاعات يك جور حصار است؛ هر كدام در آن وظيفه‌هاى تعيين شده و تعريف شده‌ى خودشان بايستى آن جنبه‌ى حصار بودن خودشان و لزوم استحكام اين حصار را مراعات كنند و نگه بدارند.

 دنيا هم دنياى زورگوئى است؛ دنياى ظلم است؛ دنياى خوبى نيست؛ دنياى بدى است؛ دنياى جاهليت است؛ دنياى غلبه‌ى شهوترانها و زورگوها بر اكثر مردم جهان است. در يك چنين دنيائى خيلى بايد مراقب بود، خيلى بايد هوشيارانه عمل كرد، مدبرانه عمل كرد، شجاعانه عمل كرد. مى‌بينيد رفتار اين سران دنيا را؛ براى اطماع خودشان، براى حرص خودشان، براى پشتيبانى و حمايت از كمپانى‌هاى مورد تأييد خودشان، براى پر كردن جيبهاى كمپانى‌داران و سرمايه‌داران بزرگ، مى‌بينيد چه فجايعى در دنيا دارد اتفاق مى‌افتد؛ البته زير نام نيك شعارهاى توخالى و دروغين. جنگ‌طلبند، اسم صلح را مى‌آورند و زير تابلوى صلح مى‌ايستند؛ براى انسانها و بشر هيچ حق و اعتبارى قائل نيستند، زير تابلوى حقوق بشر قرار ميگيرند؛ اهل تجاوزند، تجاوز جزو سياستهاى اصلى كارهايشان است، ادعاى مقابله با تجاوز ميكنند؛ در سياستهاى خودشان، در رفتارهاى خودشان، از همه‌ى شيوه‌هاى كثيف استفاده ميكنند و بهره ميگيرند؛ از ترور استفاده ميكنند، سازمانهاى تروريست به وجود مى‌آورند، شركتهاى تروريست استخدام ميكنند - كه اينها چيزهاى واضح امروز دنياست - در عراق شما نمونه‌اش را ملاحظه ميكنيد، در افغانستان نمونه‌اش را ملاحظه ميكنيد؛ در آنجاهائى كه كودتا راه انداخته‌اند، مى‌بينيد؛ تجاوزى كه به كشورها شده، اينها را مى‌بينيد؛ در عين حال يك ظاهر آرام، اتو كشيده، ادكلن زده، با الفاظ مناسب، مى‌آيد در مقابل چشم مردم ظاهر ميشود، به عنوان رئيس جمهور فلان كشور يا فلان كشور؛ با افكار عمومى مردم بازى ميكنند، فريب ميدهند؛ اصلاً مبناى كار بر فريبكارى است. دنيا يك چنين دنيائى است؛ دنياى مبتنى بر دروغ، بر فريب، بر ظلم و زور نقابدار؛ اگرچه حالا گاهى هم نقابها برطرف ميشود. گاهى اوقات غرور و اعتماد به پايه‌هاى پوشالىِ قدرتى كه در اختيارشان هست، اختيار را از دستشان خارج ميكند. ديديد ديگر؛ همين چند روز قبل از اين، رئيس جمهور آمريكا تلويحاً تهديد به استفاده‌ى از سلاح اتمى كرد! اين خيلى حرف عجيبى است؛ از اين حرف اصلاً دنيا نبايد بگذرد. در قرن بيست و يكم، قرن اين همه دعوى صلح و حقوق بشر و تشكيلات جهانى و سازمانها و مبارزه‌ى با تروريسم و اينها، رئيس يك كشور بيايد آنجا بايستد و تهديد به حمله‌ى اتمى كند! اين خيلى حرف عجيبى است در دنيا.

 اين به ضرر خودشان هم هست، نميفهمند. معناى صريحش اين است كه دولت آمريكا يك دولت شرير و غيرقابل اعتماد است. اينها چند سال است دارند تلاش ميكنند تا در قضيه‌ى هسته‌اى ما اثبات كنند جمهورى اسلامى غيرقابل اعتماد است؛ در حالى كه جمهورى اسلامى در اين سى سال، نه به هيچ كشورى حمله كرده، نه هيچ جا را ابتدائاً مورد تهاجم قرار داده، نه تروريست‌پرورى كرده. آنها ميخواهند بگويند جمهورى اسلامى غيرقابل اعتماد است. خوب، در دنيا غير قابل اعتماد كيست؟ آنهائى كه هم بمب اتم دارند، هم حيا نميكنند كه بگويند ما ممكن است از اين بمب اتم استفاده بكنيم يا استفاده خواهيم كرد. اين خيلى حرف عجيبى است، اين رسواكننده‌ى اينهاست.

 در اين دنيا خيلى بايد هوشيار بود. البته مقابله‌ى با اين ظلم و زور و با نقاب و بى‌نقاب و همه جورش، صرفاً منحصر نيست در آمادگى‌هاى نظامى؛ مهمتر از آمادگى‌هاى نظامى، آمادگى‌هاى معنوى است؛ آمادگى‌هاى روحى است؛ قدرت عزم يك ملت است؛ توان ايستادگى يك ملتى است كه بتواند در مقابل اين تندبادها بايستد. تندباد مى‌آيد و ميگذرد؛ هرچه قدرت هم داشته باشد، مى‌آيد و ميگذرد؛ مهم اين است كه بتوان يا نتوان در مقابل اين تندباد ايستاد. مشكل بناهائى كه فرو ميريزد، اين است كه نميتوانند خودشان را نگه دارند؛ والّا تندباد كه دائمى نيست. اگر يك ملتى زانوان خودش را محكم كرد، قدرت ايستادگى به خودش داد، ثبات قدم خودش را تقويت كرد، از اين تندبادها و اين طوفانها كارى بر نمى‌آيد؛ مى‌آيند و ميروند؛ آنها ميروند، اين ملت ميماند.

 استحكام يك نظام به اين چيزهاست: به ايمان، به قدرت و توانائى ايستادگى، به عزم راسخ، به فريب نخوردن از الفاظ چرب و نرمِ تعارف‌آميزى كه در يك مواردى خيلى راحت در بسيارى از بده و بستان‌هاى سياسى مبادله ميشود؛ در حالى كه در پشت اين الفاظ نرم، چهره‌ى خشن و غضب‌آلود آن كسانى قرار دارد كه نيتهاى سوء دارند. نمونه‌هايش الى ماشاءاللَّه در زمان خودمان، در همين چند ده سال بارها اتفاق افتاده؛ نسبت به ديگران، نسبت به كشورهاى مختلف، نسبت به خود ما؛ موارد زيادى ديديم. هوشمند بودن، فريب نخوردن، اعتماد به نفس داشتن، اعتماد به خداى متعال داشتن، قدرت ايستادگى را در خود تقويت كردن، باور داشتن به اينكه ميتوان قدرتمند بود و ايستادگى كرد؛ اينهاست كه يك ملت را نگه ميدارد.

 خوشبختانه زمينه‌ى همه‌ى اينها براى ما فراهم است. سى سال است كه طوفانهاى گوناگون آمده و رفته، اين ملت محكم ايستاده، اين انقلاب پايدارتر شده. امروز ما خيلى قوى‌تر از ده سال پيش و بيست سال پيش و سى سال پيش هستيم. توانائى ما در همه‌ى زمينه‌ها امروز خيلى بيشتر است؛ در مقابله‌ى با انواع دشمنى‌ها اين را نشان داديم، ملتمان به فضل الهى و توفيق الهى اين را نشان ميدهد. پس توانائى اصلى اين است.

 اما همان طور كه عرض كرديم، اين حصار را هم نبايد بگذاريم رخنه‌اى ببيند. بله، در داخل اين حصار، اين مردم محكم ايستاده‌اند، اما حصار - يعنى نيروهاى مسلح - را بايد محكم نگه داشت. اولاً نيروهاى مسلح تهديد را جدى بگيرند؛ بارها من اين را گفتم. شما در محاسبات خودتان، مثل محاسبات سياسى نميتوانيد عمل كنيد. محاسب سياسى مثلاً ميگويد امكان حمله‌ى دشمن كم است؛ بيست درصد است، سى درصد است؛ شما بايد بگوئيد امكان حمله‌ى دشمن صددرصد است. آمادگى را با اين مبنا در همه‌ى بخشها بايستى براى خودتان فراهم كنيد. بايستى دائماً بهوش بود.

 به نظر من مسئله‌ى طرحهاى ابتكارى را هم خيلى بايد جدى گرفت. خوشبختانه در نيروهاى مسلح اين هست. مثل يك توده‌ى استعداد، كه يك بخشى از اين استعداد، يك لايه‌ى روئين اين استعداد در معرض استفاده قرار گرفته؛ اعماق اين توده‌ى استعداد هنوز همچنان باز نشده؛ ملت ما اينجورى بود. واقعاً آدم احساس ميكند و مى‌بيند كه در اول انقلاب، در بخشهاى مختلف، از اين توده‌ى ظرفيت فكرى و استعداد فكرى و كسب مهارتها در بخشهاى گوناگون، يك مقدار كمى استفاده ميشد. انقلاب موجب شد يك تحركى به وجود بيايد؛ در بخشهاى علمى، در بخشهاى فناورى، در بخشهاى سازندگى، در بخشهاى فرهنگى، سياسى و غيره؛ استعدادها شكوفا شد، گل كرد. يعنى از اين مجموعه‌ى توده‌ى فشرده و متراكم به انبوه، لايه‌هاى ديگرى هم همين طور هى باز شد. اين تجربه به ما نشان ميدهد كه ظرفيتهاى ما خيلى بالاست.

 برويد دنبال كارهاى ابتكارى، برويد دنبال كارهائى كه دنيا آنها را نيازموده و تجربه نكرده؛ در طراحى‌هاى عملياتى، در طراحى‌هاى اطلاعاتى، در نوع برخورد با دشمن؛ فريب يك جور، تدبير يك جور؛ اينها كارهاى مهمى است. بخصوص من روى نوع سازماندهى نيروهاى مسلح تأكيد ميكنم. خوشبختانه هم سپاه و هم ارتش در اين صراط قدم برداشته‌اند، دارند فكر ميكنند و كار ميكنند. نوآورى در سازماندهى سنتى تا حالا وجود داشته - در سپاه جورى، در ارتش جورى - برويد دنبال كارهاى ابتكارى. البته هر كار جديدى مطلوب نيست. كار جديدى كه با ملاحظه‌ى كامل، دقت و آزمون همراه باشد، مطلوب است. دنبال كارهاى ابتكارى برويد؛ همچنان كه تا حالا هم در بخشهاى مختلفِ نيروهاى مسلح همين بوده؛ جهاد خودكفائى ارتش يك نمونه‌اش است، كه از سى سال پيش چه كارهاى بزرگى را انجام دادند. در سپاه، فعاليتهاى متعدد و فراوان در اين زمينه‌ها وجود داشته. الحمدللَّه دستمان از تجربه‌هاى اميدبخش و اميدآفرين خالى نيست . آدم مى‌بيند كارهاى بزرگى را ميشود انجام داد.

 اينها عرائض ماست. ان‌شاءاللَّه همه‌ى اين چيزهائى كه گفتيم و يا نگفتيم و جزو آرزوهاى ماست، در برنامه‌هاى شما، در كارهاى شما تحقق و تبلور پيدا كند و خودش را نشان دهد. خوب، همهى اينها يك روح هم دارد كه آن روح عبارت از معنويت و بصيرت دينى و تعميق اعتقادات دينى و باورهاى دينى است كه در كار برادران خوب و فعال و زحمتكش ما در عقيدتى - سياسى‌ها به يك نحو، در نمايندگى‌هاى ولى‌فقيه در سپاه و جاهاى ديگر به يك نحو، خودش را نشان ميدهد. اين برادران هم بايستى همين مسئله‌ى اولويتها و همين ابتكارها و همين راه‌هاى نو و همين همت مضاعف را به كار ببرند تا ان‌شاءاللَّه روزبه‌روز ما بيشتر با ظواهر دينى و عمق عملى و اعتقادى در نيروهاى مسلح همراه باشيم.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته
|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 7
|
مجموع امتیاز : 7


بیانات در ديدار جمعى از مسئولان نظام جمهورى اسلامى
13 ارديبهشت 1389 ساعت 18:9 | بازدید : 282 | نویسنده : محمدرضاربی زواره | ( نظرات )

 

بیانات در ديدار جمعى از مسئولان نظام جمهورى اسلامى

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

لازم است در درجه‌ى اول عيد را به همه‌ى برادران و خواهران تبريك عرض كنيم. با اينكه از عيد خيلى گذشته - پانزده شانزده روز - ليكن عيد نوروز در واقع عيد بهار است و فارغ از تعطيلات رسمى و رسومات و اين چيزها، ايام عيد در واقع ادامه دارد. اميدواريم ان‌شاءاللَّه سال جديد بر همه‌ى ملت ايران، بخصوص بر خدمتگزاران مردم در دستگاه‌هاى مختلف و در قواى سه‌گانه، سال مباركى باشد. مبارك بودن سال هم به اين است كه خداى متعال به وسيله‌ى شما، بركات خودش را در اين كشور، در اين مرز و بوم، به اين مردم خوب و مؤمن برساند. البته اين، تلاشِ هدفدار و پرانگيزه از سوى من و شما را ميطلبد. تلاش كنيم، ان‌شاءاللَّه وجودمان را براى مردم نافع كنيم.

از لحظه لحظه‌ى روزهاى مسئوليت من و شما سؤال خواهد شد. از همه سؤال خواهد شد؛ منتها آن كسى كه بار سنگينى بر دوشش نيست، مثل آن كسى است كه مال زيادى ندارد؛ از او حساب بخواهند، سرانگشتى يك چند قلم بيان خواهد كرد، خلاص خواهد شد. آن كسى كه مالِ زياد دارد، اندوخته‌اى دارد، رشته‌هاى گوناگون درآمدى دارد، طبعاً اگر از او حساب بخواهند، با يك كلمه و دو كلمه، اين حساب تمام نميشود. اگر طرف حساب، دقيق باشد و بخواهد مو را از ماست بكشد و بخواهد سختگيرى كند، بخواهد با عدالت رفتار كند، طبعاً خيلى مشكل خواهد شد؛ قدم به قدم اين را بايست جواب داد: اين پول را از اينجا به دست آورديم، اينجا خرج كرديم، به اين دليل به دست آورديم، به اين دليل خرج كرديم. مسئوليت هم همين جور است. حالا الحمدللَّه شماها على‌الظاهر افراد مالدار و پولدار و ثروتمندى نيستيد - ان‌شاءاللَّه كه نباشيد - ليكن سنگينى مسئوليت شما از سنگينى آن مال بيشتر است. از ما سؤال ميكنند: در فلان قضيه، شما مسئوليتتان چه بود؟ جزئيات مسئوليت را بايد بدانيد. اگر ندانيم، سؤال ميكنند كه چرا نميدانستى مسئوليتت اين است؟ چطور غفلت كردى؟ وقتى كه بدانيم، ميگويند حالا اين مسئوليت را چطور ادا كرديد؟ طول ميكشد تا شرح بدهيم، تا بيان كنيم، تا عذر بياوريم.

و همه بدهكاريم. همه‌ى بشريت، همه‌ى خلق عالم، در مقابل محاسبه‌ى الهى بدهكارند. هيچ كس نميتواند بگويد من ميزان اعمالم به قدر كفاف پاسخگوست؛ انبياء هم نميتوانند بگويند؛ لذا استغفار ميكنند. انبياء و اولياء هم تا لحظه‌ى آخر استغفار ميكنند، طلب مغفرت ميكنند. امام سجاد در دعا ميفرمايد: «و عدلك مهلكى»؛ عدالت تو، پدر من را در مى‌آورد. لذا عرض ميكنيم: «عاملنا بفضلك». اگر بحث عدالت پيش بيايد و بخواهند مو را از ماست بكشند، و اگر در كارهايمان دقت كنيم، واويلاست. بايد از خداى متعال فضل او را بخواهيم، اغماض او را بخواهيم، گذشت او را بخواهيم.

البته يك حرف هست كه آن را ميشود در پيشگاه خداى متعال عرضه كرد؛ و آن اين است كه من به قدر توانِ خودم تلاش كردم. اگر بتوانيم اين را بگوئيم، خوب است. به قدرى كه ميفهميدم، به قدرى كه ميتوانستم و ميدانستم، تلاش كردم؛ ديگر حالا كم و زياد و نقص و مشكل و كمبود و اينهايش را عفو كن؛ اينجورى ميشود. پس بايد همتمان را بگماريم به اينكه از همه‌ى نيرو و توان و استعداد و ظرفيت استفاده كنيم. البته هر انسانى ضعفى دارد، مشكلى دارد، كمبودى دارد؛ اينها را هم به خدا محول كنيم؛ ليكن تلاش خودمان را بكنيم، از ظرفيت كم نگذاريم.

حالا ما عرض كرديم: همت مضاعف، كار مضاعف. اين مضاعف فقط به معناى دو برابر نيست. اگر همت كنيد، بكنيد ده برابر، جا دارد. آنچه كه خيلى مهم است، ظرفيتهاى موجود در جامعه است. ما در همه‌ى زمينه‌ها مثل يك معدنِ استخراج نشده يا نيمه استخراج شده هستيم. اهل فن و متخصصين و كارشناسان در همه‌ى زمينه‌ها - مثل زمينه‌هاى اقتصادى، زمينه‌هاى فنى، زمينه‌هاى علمى - به ما ميگويند ظرفيتهاى كشور، ظرفيتهاى بى‌نظيرى است. دوستانى كه اهل هر رشته‌اى، هر بخشى از كارهاى مهم جامعه هستند و با مسائل آشنايند، آنها در بخش خودشان وقتى گزارش ميدهند، وقتى مقايسه ميكنند، وقتى ما را، ملتمان را، كشورمان را با خيلى كشورهاى ديگر تطبيق ميكنند، ما را به اين نتيجه ميرسانند كه ظرفيتهاى ما خيلى زياد است. در زمينه‌ى اقتصادى، ظرفيت كشور خيلى بالاست. در زمينه‌ى علمى، ظرفيت كشور واقعاً حيرت‌آور است. يك مقدار كه انسان حركت را سريع‌تر ميكند، جدى‌تر ميكند، فشارى وارد مى‌آيد و اصرارى صورت ميگيرد، انسان مى‌بيند ناگهان همين طور گلهائى است كه در اين باغ ميشكفد؛ نهالهائى است كه در اين بوستان ميبالد، كه انسان هيچ تصورش را نميكرد و گمانش را نداشت؛ اما مى‌بينيم شد و ميشود.

در بخشهاى مختلف فرهنگى هم وقتى انسان نگاه ميكند، مى‌بيند آمادگى‌ها زياد، استعدادها جوشان، نفرات بااستعداد و فراوان است. در زمينه‌هاى فناورى هم انسان مى‌بيند حركت ممكن در كشور، خيلى عظيم و دهشت‌انگيز است. كارهاى بزرگى ميشود انجام داد. اينها ظرفيتهاى كشور است.

حالا اين ظرفيتها در بخشهاى مختلف دست من و شماست. اگر چنانچه اين ظرفيتها را نشناسيم، كوتاهى كرديم؛ اگر بشناسيم و براى به كارگيرى اين ظرفيتها همت نكنيم، كوتاهى كرديم؛ اگر به يك حد متوسطى قانع بشويم، كوتاهى كرديم. بايد به سمت قله حركت كنيم. درست مثل ورزشكارى كه استعداد بدنى دارد، قواره‌ى اندامى او قواره‌ى مناسبى است، امكانات ورزشى هم جلويش هست؛ او ديگر نميتواند بگويد من هر روزى نيم ساعت، بيست دقيقه نرمش ميكنم؛ او بايد برود به سمت قهرمانى؛ قله را بايد در نظر بگيرد.

در كارهاى اخروى هم همين جور است، در كارهاى معنوى هم همين جور است، در حركت توحيدى هم همين جور است؛ به كم نبايد قانع شد. در طلب ثواب الهى هم همين جور است؛ به كم نبايد قانع شد. خوب، اگر ما اين همت بلند را به كار نگرفتيم، ظلم كرديم، كوتاهى كرديم. اين كوتاهى ما هم ظلم است؛ هم ظلم به خود ماست - چون مورد مؤاخذه‌ى الهى قرار ميگيريم - هم ظلم به كسانى است كه استحقاق اين را دارند كه از اين ظرفيتها استفاده كنند و بهره‌مند شوند. اگر بهره‌مند نشدند، ما تقصير كرديم. گفتن اين حرفها آسان است. عمل كردن و حركت كردن، دشوار است؛ احتياج به همت دارد.

 بدانيم هم كه خداى متعال به ما كمك ميكند. هر كسى كه دنبال يك هدفى باشد و نيرويش را به كار بگيرد، خدا كمكش ميكند. در كار دنيائى هم باشد، خداى متعال كمك ميكند؛ «كلّا نمدّ هؤلاء و هؤلاء».(1) همان كسانى كه دنبال دنيا هستند، خدا ميگويد كمكشان ميكنيم. اگرچه وقتى مصروف دنيا شدند، ديگر از آخرت نصيبى نخواهند داشت. هم آنهائى را كه دنبال آخرتند، كمك ميكنيم، هم آنهائى را كه دنبال دنيايند. آخرت هم فقط نماز شب و دعا و ذكر و توسل و اينها نيست. البته اينها هم وسائل است؛ ليكن خدمت به مردم، حضور در آنجائى كه لازم است، اينها همه‌اش كارهاى خدائى است.

شما ببينيد در صدر اسلام، آن كسانى كه ممدوح واقع شدند - حالا توى فرهنگ ما، بر طبق عقيده‌ى ما - بيش از آنچه كه به خاطر نماز و عبادتشان ممدوح واقع شدند، به خاطر موضعگيرى‌هاى سياسى‌شان، اجتماعى‌شان و مجاهدتشان ممدوح واقع شدند. ما ابى‌ذر را، يا عمار را، يا مقداد را، يا ميثم تمار را، يا مالك اشتر را كمتر به عبادتشان مدح ميكنيم. تاريخ، اينها را به آن مواضعى ميشناسد كه اين مواضع، تعيين كننده بود؛ حركت كلان جامعه را توانست هدايت كند، شكل بدهد و به پيشرفت اين حركت كمك كند. آنهائى هم كه مذمت شدند، همين جور. خيلى از بزرگان كه مورد مذمت قرار گرفتند، به خاطر شرب خمر مذمت نشدند، به خاطر بى‌نمازى مذمت نشدند؛ به خاطر عدم حضور در آنجائى كه حضورشان لازم بود، مذمت شدند. تاريخ، اينجورى ثبت كرده؛ نگاه كنيد، ببينيد. پس كار خدا، كار معنوى، كار توحيدى، منحصر نيست در نماز خواندن؛ اگرچه نماز را دست‌كم نبايد گرفت. نماز پشتوانه‌ى همه‌ى اينهاست. تلاوت قرآن، تدبر در قرآن، تضرع پيش خداى متعال، خواندن ادعيه‌ى مأثور - صحيفه‌ى سجاديه، دعاى امام حسين، دعاى كميل، بقيه‌ى اين ادعيه‌اى كه هست - اينها همه‌اش كمك كننده است؛ روان كننده‌ى حركت موتور وجود انسان است؛ كه اگر چنانچه شما با خدا انس داشتيد و ميان خودتان و خدا را درست و اصلاح كرديد، اين كارها را راحت‌تر انجام ميدهيد؛ با رغبت بيشتر، با شوق بيشتر انجام ميدهيد. بنابراين كسى كه ميخواهد كار خدا را بكند، خداى متعال كمكش ميكند. كسى بخواهد كار دنيا را هم بكند، همين جور. اينهائى كه دنيا، يا مقام دنيا، يا پول دنيا، يا عيش دنيا، لذتهاى جنسى و امثال اينها برايشان هدف و غرض و مآل بود - كه حالا در دنيا نمونه‌هايش را زياد مشاهده ميكنيد - اينها هم وقتى كه در راه همان هدفِ خودشان تلاش كردند، خدا كمكشان ميكند. كمك الهى به اين است كه وسائل را در اختيارشان ميگذارد. همت ميكنند، از اين راه ميروند، هدفشان هم فقط هدف مادى است؛ لذا به آن هدف ميرسند. البته چون آن جانب اصلى را كه جانب معنوى و الهى و اخروى است، نديده گرفتند، آنجا ضرر ميكنند؛ اما در اين قسمتى كه هدف گرفتند، پيش ميروند.

خوب، حالا شما آقايان و خانم‌هائى كه اينجا تشريف داريد، مسئولين هستيد و اين حرفهائى كه ما به شما عرض ميكنيم، حرفهائى است كه خود شماها به مردم ميگوئيد؛ حرفهاى جديدى براى شماها نيست؛ تذكر است ديگر. انسان احتياج دارد به تذكر. در يادآورى، نتائج بزرگى هست كه در دانستن، آن نتائج نيست. خيلى چيزها را انسان ميداند، اما بايد مرتب به انسان يادآورى بشود. توجه كنيم كه ما كجا هستيم، چه كار داريم ميكنيم، هدف چيست؟ هدف، اين يك شاهى صنار دنيا نيست كه ما به خاطر آن، وظيفه‌ى بزرگ را فراموش كنيم و اهداف عالى را زير پا بگذاريم. هدف، مدح و تمجيد اين و آن نيست كه مثلاً فرض بفرمائيد چند صباحى به يك كرسى‌اى تكيه بزنيم، چهار نفر جلوى ما خم و راست بشوند يا اطاعت كنند. اينها كه براى بشر كوچك است. هدف، فلاح است؛ نجاح است - «قد افلح المؤمنون»(2) - بايد آن را هدف گرفت. بايد به فكر زندگى حقيقى بود، كه اين زندگى حقيقى شروع خواهد شد؛ حالا دير يا زود، براى همه‌ى ماها، چند روز ديگر، چند ساعت ديگر، چند سال ديگر؛ بالاخره آن زندگى حقيقى با مرگ مادى و جسمانى آغاز خواهد شد. هدف اين است كه آنجا را آباد كنيم؛ همه‌ى اينها مقدمات است.

يكى از چيزهائى كه خيلى مهم است - چون حالا تقريباً همه‌ى مسئولين قوا، از هر سه قوه اينجا تشريف داريد - يكپارچگى در حركت است؛ ولو يكپارچگى در فكر و نظر و سليقه نباشد، كه نه ممكن است، نه آنقدر هم مطلوب است. اختلاف سلائق و اختلاف نظرات به مباحثه مى‌انجامد، و مباحثه به كشف عرصه‌هاى جديد منتهى ميشود. بنابراين ما هيچ توصيه نميكنيم كه حتماً همه در همه‌ى مسائل يكسان فكر كنند؛ نه، اصلاً ممكن هم نيست و امكان ندارد. اختلاف در نظر و در سليقه و در فكر و در فهم، خودش از اول خلقت بشر وسيله‌اى شده است براى پيشرفت انسان. اما با وجود آن اختلافاتى كه وجود دارد، هماهنگى در حركت لازم است. اگر كاروانى باشد، افراد كاروان بين خودشان اختلافاتى داشته باشند، بحثى داشته باشند، دعوائى داشته باشند، مباحثه‌ى علمى داشته باشند، مباحثه‌ى سياسى داشته باشند، مباحثه‌ى در مسائل گوناگون و روزمره داشته باشند، با هم هم بحث كنند - اين ايرادى ندارد - به نتيجه رسيدند، چه بهتر؛ به نتيجه هم نرسيدند، نرسيدند؛ ايرادى ندارد؛ اما اين حركتى كه دارد انجام ميگيرد، متوقف نشود. اينجور نباشد كه اين مباحثه موجب بشود كه وسيله‌ى راهوارى كه زير پايشان است، اين را از كار بيندازند، مشغول مباحثه شوند؛ يا احياناً بگويند حالا كه در اين مسئله‌ى علمى به نتيجه‌ى واحدى نرسيديم، پس تو از آن راه برو، من از اين راه؛ نه آقا، داريم ميرويم؛ هدف مشخص است. سه قوه بايد اينجورى حركت كنند. دوستان عزيز! برادران و خواهران عزيز كه در سه قوه تشريف داريد! مراقب باشيد وحدت حركت، يكپارچگى در حركت و در تصميمهاى بزرگ، حفظ شود؛ اختلافات به اختلافات در كار اساسى نينجامد.

ما الان برنامه‌ى پنجم را در پيش داريم. برنامه‌ى پنجم الزامات خيلى زيادى بر دوش همه گذاشته. البته وسط ميدان، طبعاً دولت است، كه مجرى است؛ اما دستگاه قوه‌ى مقننه، دستگاه قوه‌ى قضائيه، دستگاه‌هاى جنبى‌اى كه وجود دارند، اينها همه، هم مسئولند، هم مؤثرند. اگر بنا باشد كه سر قدم به قدم كارها و حرفها بگوئيم حالا كه اينجور شد، پس هيچى، همكارى نميكنيم، كار پيش نميرود. همكارى كنيد، كمك كنيد و براى آن كسى كه در وسط ميدان اجراء قرار دارد، تسهيلات فراهم كنيد. البته مصالح را در نظر بگيريد، ليكن كمك كنيد كه كار اجرائى بخوبى انجام بگيرد و پيش برود.

من توصيه‌ى مؤكد دارم به همكارى دستگاه‌هاى سه‌گانه و قواى سه‌گانه، تا بتوانيم ان‌شاءاللَّه چشم‌انداز را تأمين كنيم. اهداف چشم‌انداز، اهداف خيلى مهمى است. البته اگر همت مضاعف كنيد، از آن اهداف، جلوتر هم ميرويد؛ اين ممكن است و هيچ استبعادى هم ندارد. الان مشاهده ميكنيم كه ما از زمان‌بندى فرضى در مورد اهداف چشم‌انداز، در بعضى از بخشها جلو هم هستيم. ممكن است در بعضى از بخشها هم يك خرده عقب باشيم، اما در بعضى از بخشها حتماً طبق آن زمان‌بندى فرضى كه انسان در ذهن دارد، جلو هم هستيم و مشكلى نداريم. ميتوان از آن اهداف جلوتر هم برويم. احتياج به اين معنا هست كه ما بتوانيم جلوتر برويم، بتوانيم حركت كنيم، تلاش كنيم. پس همت مضاعف لازم است.

هم در زمينه‌هاى اخروى، هم در زمينه‌هاى دنيوى بايد تلاش كرد. دوستان در زمينه‌هاى فردى و ارتباطات خود با خدا هم هرچه ميتوانند، همت و كار را مضاعف كنند؛ اين هم به دست غفلت و فراموشى سپرده نشود. مسائل شخصى و فردى - آنچه كه بين هر كسى با خداست - خيلى اهميت دارد. اگر وارد بشويم و با اين چيزها انس پيدا كنيم، ان‌شاءاللَّه خداى متعال هم بيشتر كمك خواهد كرد؛ كمااينكه تا الان هم خداى متعال به ما خيلى كمك كرده.

مسائل فرهنگى هم خيلى مهم است. فرهنگ عمومى خيلى مهم است. چهره‌ى دينى در زندگى عمومى مردم خيلى مهم است. چهره‌ى دينى و ظاهر دينى - كه البته ان‌شاءاللَّه خبر از باطن خواهد داد - خيلى حائز اهميت است.

خوب، بايد تشكر هم بكنيم از برادرانى كه در ايام تعطيلات نوروزى خيلى تلاش كردند؛ از نيروى انتظامى بگيريد، تا صدا و سيما، تا دستگاه‌هاى بهدارى و بيمارستانها و اورژانسها و چه و چه. دستگاه‌هاى گوناگون خدمات زيادى را متقبل شدند، براى اينكه مردم بتوانند آسايش خودشان را داشته باشند. در بخشهاى دولتى، در بخشهاى گوناگون، تلاشهاى خيلى خوبى انجام گرفت. واقعاً بعضى همت كردند، كار كردند، براى مردم آسايش و شادى و راحتى و امنيت را حفظ و تأمين كردند؛ اينها خيلى باارزش است.

 و چقدر خوب است كه دستگاه‌هاى رسمى، كار خود را از همان اوان اتمام تعطيلات رسمى شروع كنند. خوشبختانه بعضى‌ها خيلى تلاش كردند، خيلى حضور داشتند. از اول روزهاى فروردين كه ماها در تعطيلات بوديم، ميديديم بعضى‌ها تلاش ميكردند، بودند، حضور داشتند، كارهاى خوبى انجام ميگرفت. هرچه بتوانيد فرهنگ كار و تلاش و حضور در عرصه‌ى كار و سنگر كار را گسترش بدهيد، خيلى خوب است؛ اين به حركت جامعه و نشاط جامعه كمك خواهد كرد.

اميدواريم ان‌شاءاللَّه خداوند متعال به همه توفيق بدهد، همه‌تان را تأييد و كمك كند. ان‌شاءاللَّه اين مسئله‌ى هدفمند كردن يارانه‌ها هم كه حالا شنيدم باز يك توافقهائى دارد صورت ميگيرد، به بهترين شكل توافقى صورت بگيرد و كارهاى خوبى انجام شود و مردم بتوانند طعم تدابير شماها و تلاش شماها را ان‌شاءاللَّه بچشند و بهره ببرند.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌
|
امتیاز مطلب : 16
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


بيانات در ديدار كارگران نمونه سراسر كشور
13 ارديبهشت 1389 ساعت 18:8 | بازدید : 278 | نویسنده : محمدرضاربی زواره | ( نظرات )

 

بيانات در ديدار كارگران نمونه سراسر كشور

در آستانه‌ى روز جهانى كارگر

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحيم‌

ايام هفته‌ى كارگر صرفاً متعلق به كارگران عزيز ما نيست؛ متعلق به همه‌ى ايرانيان است؛ چون قشر كارگر در حقيقت يكى از صفوف مقدم تلاش عمومى كشور و ملت براى ساختن فرداست. آنچه كه اسلام در مورد كارگر - به معناى عام كلمه - بيان ميكند، تعارف نيست؛ براى دلخوش كردن نيست. وقتى پيغمبر عظيم‌الشأن اسلام خم ميشود و دست يك كارگر را ميبوسد، اين را ديگر نميشود حمل كرد بر يك عمل تعارف‌آميز؛ اين فرهنگ‌سازى است، درس است؛ اين براى اين است كه در امت اسلامى و در طول زمان و تاريخ، سرپنجه‌ى ماهر كارگر و بازوان فعال كارگر قدرشناسى شود. ما با اين چشم به طبقه‌ى كارگر نگاه ميكنيم. كارگر ساده، كارگر ماهر، مهندس، طراح و همه‌ى كسانى كه در سلسله‌ى توليد كار و توليد محصول تلاش ميكنند، مشمول اين تكريم و تجليل اسلام قرار دارند.

 مطالبات كارگرى - كه مطالبات مادى است - به جاى خود محفوظ؛ و همه موظفند اين مطالبات مادى را كه حق هم هست، رسيدگى و برآورده كنند؛ ليكن يك مطالبه‌ى معنوى هم وجود دارد و آن، شأن كارگر است؛ اهميت به تلاش و فعاليت كارگر است؛ فهميده بشود كه اين يك جهاد است؛ اين مهم است. كارگر در پشت دستگاه، يا در حين طراحى و نقشه‌پردازى، يا در كارِ در مزرعه، يا در هر نقطه‌اى كه كار دارد توليد ميشود و محصولى دارد به وجود مى‌آيد، بايد احساس كند و بداند كه يك عمل بزرگ را، يك عمل مهم را، يك ارزش را دارد به وجود مى‌آورد؛ اسلام اين را ميخواهد بيان كند. اين، اعتقاد قلبى ماست. خيلى فاصله است بين اين نگاه و نگاه دنياى مادى، اعم از دنياى سرمايه‌دارى يا دنياى سوسياليستى كه به كارگر به عنوان يك ابزار نگاه ميكند. امروز در دنياى سرمايه‌دارى، گاهى بعضى از كارگرها از لحاظ برخوردارى مادى وضعشان هم خوب است - البته عموميت ندارد، بعضاً اينجور است كه وضعشان خوب است - ليكن همان هم از چشم كارفرما، از چشم سياستگذاران كار و توليد، يك ابزار است؛ مثل يك پيچ و مهره؛ تا وقتى ارزش دارد كه بتواند به آنها ارزش مادى تحويل بدهد، پول تحويل بدهد. خيلى فاصله است بين اين نگاه به كارگر، و اين نگاه كه كارگر را يك مجاهد فى‌سبيل‌اللَّه ميداند؛ براى كارى كه او انجام ميدهد، فراتر از همه‌ى اجرهاى مادى، يك اجر الهى، يك ارزش الهى، يك پاداش الهى در نظر ميگيرد؛ اينها خيلى با هم فاصله دارد؛ اين لازم است، اين آن نياز حقيقى است.

 در نظام اسلامى، در جمهورى اسلامىِ عزيز كشورمان، قشر كارگر از اول انقلاب تا امروز، يك امتحان بسيار خوبى پس داده است. در دوران جنگ تحميلى، همه‌ى كسانى كه بودند، شاهد بودند و ديدند حضور قشر عظيم كارگر را، كارگر شهرى و روستائى را، كارگر صنعتى و كشاورزى را، كارگرهاى خدماتى و غيره را؛ حضور اينها را در عرصه‌هاى نظامى يا در عرصه‌هاى پشتيبانىِ نظامى، همه مشاهده كردند و ديدند كه كارگران ما در آن هشت سال نقش‌آفرينى كردند. غير از آن، از اول انقلاب تا امروز، كارگران در نظام جمهورى اسلامى، يكى از بهترين امتحانها را پس دادند.

 ميدانيد قشر كارگر و شعارهاى سياسى‌اى كه در دنيا براى قشر كارگر فراهم ميشود، هميشه يكى از اهرمهاى فشار بر ضد حكومتهاست. در نظام جمهورى اسلامى، از روز اول دشمنانى سعى كردند از اين اهرم فشار عليه جمهورى اسلامى استفاده كنند. بنده خودم در روزهاى نوزدهم و بيستم و بيست و يكم و بيست و دوم بهمن سال 57 چند روز متوالى به خاطر يك حادثه‌اى، يك علتى، خبرى كه به ما دادند، رفتم به يكى از كارخانجات جاده‌ى كرج. خود كارگرها به ما خبر دادند، از خود كارخانه به ما خبر رسيد كه يك عده‌اى از وابستگان به گروهكهاى ماركسيستى و چپ رفتند آنجا، تصميم دارند آنجا را پايگاهى قرار بدهند - آنجا هم كه خوب، ولوله‌ى كارگر است؛ اين همه كارخانه در جاده‌ى قديم كرج به صورت متراكم حضور دارند - كارگرها را از آنجا جمع كنند، راه بيفتند به طرف بيت امام و به طرف مدرسه‌ى علوى كه امام در آنجا ساكن بودند، و به خيال خودشان اوضاع را قبضه كنند و در دست بگيرند. بنده رفتم آنجا. آن كارخانه حدود سيصد چهارصد نفر كارگر داشت. عده‌اى كه در آن سالن اجتماع كرده بودند، هفتصد هشتصد نفر بودند؛ يعنى غير كارگرها هم آمده بودند. چند روز من در آن كارخانه صبح رفتم، عصر برگشتم؛ صبح رفتم، شب برگشتم؛ يك روز نزديك به هفت ساعت بنده پشت تريبون ايستادم، صحبت كردم، حرف زدم؛ كسى از آنها آمد، شعار داد، استدلال كرد، جواب دادم، توجيه كردم. بالاخره كارگرها خودشان آن گروه مخرب را از كارخانه اخراج كردند، بيرونشان كردند. از آن روز تا امروز، ايجاد شعار سياسى، به دست گرفتن اهرم سياسى به وسيله‌ى كارگر عليه اسلام و عليه نظام اسلامى، در برنامه‌ى دشمنان اسلام و دشمنان جمهورى اسلامى بوده است. سى سال است كه آنها تلاش ميكنند از اين اهرم عليه نظام جمهورى اسلامى استفاده كنند، و سى سال است كه كارگران كشور ما توى دهن آنها ميزنند. اين، شناخت ما از قشر كارگر است. اين، صميميت بين قشر كارگر و نظام اسلامى است، كه تكيه دارد بر ايمان؛ تكيه دارد بر آن پايه‌ى مستحكمى كه نظام اسلامى بر اساس آن به وجود آمده است. لذاست كه حركت مجموعه‌ى كشور، در جهت توليد، با محوريت كارگر و توليدكنندگان كار - اعم از كارگر و كارفرما - پيش خواهد رفت و نميتوانند اخلالى به وجود بياورند.

 خوب، حالا به ماهيت قضيه نگاه كنيم. پيشرفت مادى كشور در درجه‌ى اول، متوقف بر دو عنصر است: يك عنصر، عنصر علم است؛ يك عنصر، عنصر توليد است. اگر علم نباشد، توليد هم صدمه مى‌بيند؛ كشور با علم پيش ميرود. اگر علم باشد، اما بر اساس اين علم و بر بنياد دانش، توليد تحول و تكامل و افزايش پيدا نكند، باز كشور درجا ميزند. عيب كار ما در دوران حكومت طواغيت اين بود كه نه علم داشتيم، و چون علم نبود، نه توليد متكى بر پايه‌ى علم و پيشرونده و رشديابنده داشتيم. لذا دنيا وقتى وارد ميدان صنعت شد، پيش رفت؛ قاره‌ى آسيا كه ديرتر از اروپا وارد ميدان صنعت شده بود، پيش رفت؛ ولى ما بر اثر حكومت اين طواغيت و شرائط گوناگون، عقب مانديم. اگر ميخواهيم جبران كنيم - كه ميخواهيم، و ملتمان حركت هم كرده است و به ميزان زيادى پيش هم رفته است - بايد به علم و توليد اهميت بدهيم؛ بايد در مراكز علم، در مراكز تحقيق، با شكلهاى نو و مدرن پيگيرى شود. چند سال است كه من روى مسئله‌ى علم تكيه ميكنم و الحمدللَّه چرخهاى پيشرفت علمى و توليد علم در كشور به حركت درآمده است؛ البته بايد باز هم سرعت بگيرد، هنوز اول راهيم.

 و دوم، توليد است. توليد، چه در عرصه‌ى صنعت، چه در عرصه‌ى كشاورزى، از اهميت درجه‌ى اول برخوردار است. كشورى كه توليد نداشته باشد، خواهى نخواهى وابسته است. اگر همه‌ى نفت و گاز دنيا هم زير زمينهاى ما و در چاه‌هاى ما ذخيره شده باشد، به دردمان نميخورد؛ كمااينكه مى‌بينيد كشورهائى وجود دارند كه از لحاظ ذخائر معدنى و طبيعى - چه ذخائر انرژى، چه ذخائر فلزهاى بسيار ذى‌قيمت و كمياب - در كمال ثروتمندى هستند؛ اما خودشان بر روى اين زمينى كه زيرش اين همه گنج خفته است، زندگى نكبت‌بار و فلاكت‌بارى دارند. بايد توليد در كشور - بخصوص توليد دانش‌بنيان، متكى به دانش و مهارتهاى علمى و تجربى - پيش برود؛ اين به دست كارگر و كارفرماست. مديريت آن هم با دولت است؛ بايستى سازماندهى كنند، كار كنند. اين سياستهاى اصل 44 كه ما چند سال پيش به دستگاه‌هاى دولتى و قانونگذارى ابلاغ كرديم، ميتواند نقش ايفاء كند؛ منتها بايستى همه‌ى دقت لازم را در اينجا بكنند.

 بشر موجود عجيبى است عزيزان من! گاهى عبادت و نماز شب هم ميشود وسيله‌ى نفوذ شيطان، وسيله‌ى فريب نفسِ خود انسانى كه دارد نماز شب ميخواند! همه‌ى ايده‌هاى خوب، همه‌ى فكرهاى خوب و شريف ميتواند منفذى بشود براى شيطان. سياستهاى اصل 44 خيلى خوب است، خيلى لازم است و حتماً بايد با گسترشِ تمام اجرا شود؛ اما مراقب باشند مثل آن نماز شبِ دام شيطان نشود. از اينجا هم ممكن است شيطانها نفوذ كنند. بارها گفته‌ام؛ آدمهاى سوءاستفاده‌چى، قانوندانهاى قانون‌شكن، كسانى كه بلدند چه جورى سر مأمور و مسئول و رئيس و مرئوس و آدم كوچه و بازار را بپيچانند، براى اينكه به يك طعمه‌اى دست پيدا كنند؛ اينها كارخانه را بخرند، بعد به بهانه‌هاى گوناگون كارخانه را زمينگير كنند، كارگرها را بيكار كنند؛ بعد از ماشين‌آلات فرسوده‌ى همان كارخانه، پول فروشش را در بياورند، از زمين آن كارخانه هم به ميلياردها و آلاف و الوف برسند؛ از اين كارها شده است، ميشود؛ بايد همه حواسشان جمع باشد.

 مسئله‌ى ديگر در زمينه‌ى كار، رابطه‌ى كارگر و كارفرماست. هر دو روشى كه در دنياى متعارفِ زمان ما معمول بود - روش سوسياليستى و روش سرمايه‌دارى - غلط است. در منطق تفكر سوسياليستى، كارگر و كارفرما دو تا دشمن بودند در مقابل هم؛ دو تا دشمن، به خون هم تشنه؛ اين تحليلشان بود. راه‌حلى هم كه نشان دادند، راه‌حل ضايعِ باطلِ غلطى بود: مالكيت دولت بر همه‌ى منابع توليد و ابزارهاى توليد؛ كه بعد از گذشت چند دهه، به آن فضاحت انجاميد. آن يك نگاه بود، كه نگاه دشمنى و ستيزه‌گرى بين كارگر و كارفرما بود. نگاه ديگر، نگاه منطق غربى است كه كارفرما سلطان كارگر است، صاحب‌اختيار كارگر است، كارگر ابزارى است در دست او و در اختيار او. اين هم تحقير شخصيت انسان است؛ غلط اندر غلط. هر دو نگاه، غلط است.

 نگاه اسلام اين نيست. نگاه اسلام، نگاه همكارى است. اينها دو تا عنصرند؛ وقتى كه با هم تركيب شدند، كار به وجود مى‌آيد. برخلاف نگاه چپ و ماركسيستى كه همه چيز را بر اساس تضاد ميدانست - كه بحمداللَّه از صفحه‌ى تفكرات فلسفى دنيا محو شد - نظر اسلام، نظر التيام است؛ نظر همكارى است. دو عنصر به جاى اينكه با هم ضد باشند تا توليد يك موجود سومى را بكنند، با هم التيام پيدا ميكنند تا موجود سومى به وجود بيايد. اين، نگاه اسلام است؛ نگاه طبيعت، نگاه سنت الهى و قوانين آفرينش. در همه‌ى قضاياى عالم همين جور است؛ از قضاياى طبيعى، تا قضاياى سياسى، تا قضاياى تاريخى، اقتصادى و غيراقتصادى. نظريه‌ى اسلام در مقابل نظريه‌ى تضاد ماركسيستى، نظريه‌ى التيام و ائتلاف و ازدواج و همراهى و همسوئى است. در مورد مسئله‌ى كارگر و كارفرما هم همين است؛ دو تا عنصرند، اينها بايد دستها را در دست هم بگذارند تا كار به وجود بيايد، تا توليد به وجود بيايد. كارگر بدون كارفرما كارى از او ساخته نيست، كارفرما هم بدون كارگر هيچ كارى نميتواند بكند. اين دو تا كنار هم كه قرار گرفتند، يك رابطه‌ى سالم، اخلاقى و انسانى بين خودشان تعريف كردند، آن وقت فضا ميشود فضاى گسترش توليد. علاوه بر پيشرفت مادى، معنويت هم به وجود مى‌آيد. اين، نگاه ماست. ما نه كارفرما را مثل آن جريان چپ، ملعون و مطرود ميدانيم؛ نه مثل آن جريان راست، سلطان و صاحب‌اختيار ميدانيم؛ نه، كارفرما ميتواند عنصر شريفى باشد - وقتى حقيقتاً همكارى بكند، واقعاً شريف است - عنصر شريف ديگرى در كنار عنصر شريف كارگر؛ با همديگر، دست در دست هم، با روابط تعريف شده‌ى انسانى و اسلامى حركت كنند. اين، آن پايه‌ى كار است. همه بايد در اين جهت كار كنند. طراحان، سياست‌سازان، سياستمداران، كسانى كه در مرحله‌ى اجرا قرار دادند، بايد در اين جهت كار كنند. آن وقت خود كارگر و خود كارفرما هم بايد با اخلاصِ كامل سعى كنند محصول كارشان كشور را جلو ببرد.

 ما عقبيم عزيزان! البته اگر با دوران طاغوت مقايسه كنيم، خيلى جلوئيم. در دوران طاغوت، براى كوچكترين بخش و عنصر از مجموعه‌ى توليد و ماشين و كارخانه و صنعت، ما محتاج بيگانه بوديم. كارخانه‌هائى هم كه توليد ميشد، كارخانه‌هاى مونتاژ و صددرصد وابسته‌ى به بيگانه‌ها بود. نه طراحى بلد بوديم، نه ساخت بلد بوديم، نه شناخت عناصر لازم بلد بوديم. همه چيز را بايد از ديگران ميگرفتيم، ميخواستيم، التماس ميكرديم، نفت ميداديم، پول ميداديم، آبرو ميداديم، قدرت سياسى ميداديم، زير بار سلطه‌ى آنها ميرفتيم تا به دست بياوريم. امروز ملت ايران خدمات فنى را صادر ميكند. امروز كشور شما يكى از برجسته‌ترين و در طراز بالاى سدسازى و نيروگاه‌سازى در همه‌ى دنياست. اين كجا، آن كجا؟ امروز كارهائى را كه شما داريد انجام ميدهيد - كارهاى صنعتى، خدمات صنعتى، خدمات فنى - در بسيارى از كشورها مشترى دارد. در خيلى از كشورهاى دنيا خطوط توليد داريد راه مى‌اندازيد. اصلاً اين حرفها در دوران طاغوت معنى نداشت. ما برويم براى يك كشورى، يك كشور پرجمعيت، احياناً داراى نفت، داراى ثروت، خطوط توليد راه بيندازيم؟! توليد صنعتى؟! اين حرفها اصلاً معنى نداشت؛ اما امروز تحقق پيدا كرده است. بنابراين نسبت به گذشته، ما خيلى جلوئيم؛ اما نسبت به آنچه كه شأن ملت ايران است، نسبت به آنچه كه لازمه‌ى ميراث تاريخى ماست، نسبت به آنچه كه بايد ايران در مجموعه‌ى كشورهاى دنيا باشد، ما عقبيم؛ بايد جلو برويم. خيلى كار لازم داريم. من كه عرض ميكنم «همت مضاعف»، براى اين است. همتمان فقط اين نباشد كه حالا اين سنگ را از جلوى پايمان برداريم - اين كه چيزى نيست - همتمان بايد رسيدن به سر قله باشد. همت مضاعف يعنى اين. خوب، اين مفت به دست نمى‌آيد؛ اين با حرف زدن و گفتن و به‌به و چه‌چه كردن به دست نمى‌آيد؛ اين با ورود - به معناى حقيقى كلمه - توى ميدان كار و ابتكار به دست مى‌آيد.

 همت كارگر، همت مهندس، همت طراح، همت پژوهشگرِ مركز پژوهشى و تحقيقى - كه دارد از اين كار پشتيبانى علمى ميكند - همت كارفرما و پشتيبانى كننده‌ى مالى، همت مسئول دولتى، همه‌ى اينها بايد مضاعف بشود، چند برابر بشود، و ميشود و ميتواند بشود. ظرفيت من و شما خيلى بيش از اينهاست عزيزان من! يك وقت هست انسان يك كارى كه برخلاف ظرفيت كسى است، به او پيشنهاد ميكند؛ خوب، اين عقلائى نيست؛ اما شما يك وقت به يك جوانى كه وقتى به اندام او نگاه ميكنيد، وقتى به عضلات او نگاه ميكنيد، مى‌بيند او ميتواند يك كشتى‌گير درجه‌ى يك باشد، ميتواند يك ژيمناست درجه‌ى يك باشد، ميتواند در فلان رشته‌ى ورزشى بشود درجه‌ى يك، ميتواند ستاره‌ى اين كار بشود؛ ميگوئيد: آقا برو تلاش كن. اين فرق ميكند با آن آدم ضعيفى كه بيست سال هم ورزش بكند، نميتواند يك كشتى‌گير خوب بشود. ملت ايران مثل همان جوانِ بااستعدادِ خوش‌اندامِ داراى ظرفيتى است كه اگر چنانچه تلاش لازم را بكند، ميرسد به آن قله، ميشود ستاره. ملت ايران اينجورى است؛ اين را نشان هم داده. اينها ادعا نيست، شعار نيست؛ اينها واقعيتهائى است كه از لحاظ مطالعات براى ما روشن بود، تجربه‌ى اين سى سال هم براى ما آن را مثل روز واضح كرد.

 ملتى كه هيچ كس به او كمك نميكند، درهاى محصولات صنعتى و پيشرفتهاى فناورى را به روى او ميبندند، بعد نسل دوم و سوم و چهارم سانتريفيوژ را خودش توليد ميكند! همه‌ى دارندگان قواى هسته‌اى و صنعت هسته‌اى در دنيا مبهوت ميمانند. خوب، اينها از كى ياد گرفتند؟ ملتى كه از لحاظ علوم زيستى هيچ كس به او كمك نكرده، ناگهان نگاه ميكنند مى‌بينند از سلولهاى بنيادى، حيوان توليدى به وجود مى‌آورد. در دنيا چند تا كشور اين را دارند؟ هفت تا، هشت تا، نُه تا كشور. در بين اين همه كشورها، اين همه مدعيان، ناگهان از رديف دويستم - مثلاً فرض كنيد - مى‌آيد به رديف هشتم قرار ميگيرد. اين حاكى از چيست؟ حاكى از استعداد فوق‌العاده نيست؟ در اول جنگ، ما نميدانستيم آر.پى.جى چيست - آر.پى.جى يك موشك كوچك است؛ آنهائى كه توى جنگ بودند، آن را ديدند و بارها تجربه كردند -  نه داشتيم، نه بلد بوديم، نه جزو سلاحهاى سازمانى ما بود؛ حالا بعد از گذشت چند سال، با تحريم، كشور ما موشك سجيل ميسازد، موشك ماهواره‌بر ميسازد؛ دنيا هم همين طور وا مى‌ايستد، با تعجب نگاه ميكند. اول هم انكار كردند؛ گفتند بيخود ميگويند، دروغ ميگويند، نميتوانند؛ بعد ديدند نخير، هست. در همه‌ى بخشها همين جور است. خوب، اينها معنايش چيست؟ معنايش اين است كه اين جوان خيلى بااستعداد است؛ اين ملت خيلى پرظرفيت است؛ اين نيروى انسانى خيلى باارزش و نازنين است. از اين بايد استفاده كرد. پس ما ميتوانيم. همت مضاعف معنايش اين است كه اين ظرفيت را به فعليت برسانيم.

 دنيائى هم كه در مقابل ايران صف‌آرائى ميكند و دندان نشان ميدهد و پنجه‌ى خونين حواله ميكند و بداخلاقى ميكند و در همه‌ى جاهائى كه دستش برسد، ميخواهد يك اشكالى ايجاد كند، دنياى استكبارى است؛ دنياى تحت‌تأثير و در مشت نظام سرمايه‌دارىِ ظالم و ستمگر است. اين را نميتواند تحمل كند، چون اين از قاعده‌ى آنها خارج است؛ لذا با او دشمنى ميكند، كه مى‌بينيد دشمنى‌ها را در اين سى سال. آنچه كه كم نبوده و همه ديده‌اند و چشمشان پر است، دشمنى‌ها و عنادها و خباثتهاى دشمنان ماست. آنها نتوانستند كارى بكنند، بعد از اين هم مطمئن باشيد هيچ كارى نميتوانند بكنند.

 پشتگرمى ما به الطاف الهى است، به توفيقات الهى است. پشتگرمى ما به همان ايمانى است كه اول اشاره كردم كه در دلهاى شما و دلهاى يكايك ملت ايران رسوخ پيدا كرده است و ريشه‌دار است. وقتى اين پشتگرمى وجود دارد و انسان تلاش خود و نيروى خود را هم به عرصه‌ى عمل مى‌آورد، ميشود «انّ الّذين امنوا و عملوا الصّالحات»؛ آن ايمانتان، اين هم عمل صالح. اينكه در قرآن به مؤمنِ داراى عمل صالح، اين همه وعده‌ى نيك داده شده است - پيروزى در دنيا، فلاح و نجاح در عالم معنويت و عالم آخرت، تقرب به خداى متعال، سربلندى و عزت و فيروزمندى در دنيا و آخرت - اينها ديگر نتائج همان ايمان و عمل صالح است. بايد در همين راه پيش برويم.

 رحمت خدا و سلام خداوند بر امام بزرگوار ما كه اين راه را او به ما نشان داد؛ او ما را توى اين راه انداخت؛ او دست ما را گرفت؛ او با آن جوهر الهىِ خود ما را بيدار كرد و به اين وادى كشاند. هرچه اين ملت پيشرفت كند، خداى متعال بر حسنات آن بزرگوار خواهد افزود. و سلام و رحمت خدا بر شهداى ما، بر مجاهدان ما و كسانى كه در اين راه فداكارى كردند، جان خودشان را كف دست گرفتند، آمدند وسط ميدان؛ چه خود آنها، چه خانواده‌هاى آنها، چه آنهائى كه به شهادت رسيدند، چه آنهائى كه آسيب جسمى ديدند، جانباز شدند، و چه آنهائى كه بحمداللَّه براى ملت ما باقى ماندند. خداوند همه‌ى آنها را مأجور بدارد. اميدواريم همه‌ى شما مشمول توفيقات الهى و مشمول ادعيه‌ى زاكيه‌ى حضرت بقيةاللَّه (ارواحنا فداه) باشيد.

والسّلام عليكم و رحمةاللَّه و بركاته‌
|
امتیاز مطلب : 10
|
تعداد امتیازدهندگان : 5
|
مجموع امتیاز : 5


مسئوليت هاي بسيج
13 ارديبهشت 1389 ساعت 18:5 | بازدید : 407 | نویسنده : محمدرضاربی زواره | ( نظرات )

با توجه به جايگاه بسيار حساس بسيج در نشان دادن چهره نظام جمهوري اسلامي و ايجاد جاذبه در درون جامعه براي مشاركت و جذب هر چه بيشتر جوانان و نوجوانان به سمت الگوهاي سازنده مبتني بر هويت ملي – مذهبي از ديدگاه مقام معظم رهبري، بسيج و بسيجي مسؤوليتي سنگين را به عهده داشت و توانست يك ارتش معنوي مردمي را پايه ريزي كند. به طوري كه امام خميني(ره) در مورد بسيجيان قهرمان فرمودند: شما آيينه مجسم مظلوميت ها و رشادت هاي اين ملت بزرگ، در صحنه نبرد و تاريخ مصور انقلابيد. شما فرزندان مقدس و پرچمداران عزت مسلمين و سپر حوادث اين كشوريد. شما يادگاران و همسنگران و فرماندهان و مسؤولان بيداردلاني بوده ايد كه امروز در قرارگاه محضر حق مأوا گزيده اند. من به طور جد و اكيد مي گويم كه انقلاب و جمهوري اسلامي و نهاد مقدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامي كه بحث از بزرگ ترين سنگرهاي دفاع از ارزش هاي الهي نظام ما بوده و خواهد بود، به وجود يكايك شما نيازمند است چه صلح باشد و چه جنگ.(8)
در طول 8 سال دفاع مقدس، بسيج آن چنان ظاهر شد كه دشمنان اعتراف كردند كه قدرتي كه در بسيج نهفته، توان مقابله با يكايك ارتش هاي كلاسيك جهاني را دارد. دشمن كه سوداي فتح سه روزه را در سر مي پروراند، در همان روزهاي نخستين با مردمي مواجه گشت كه با دست خالي اما با سلاح ايمان و اعتقاد به ارزش هاي الهي و انساني به دفاع از كيان مقدس نظام اسلامي برخاسته بودند و از ايثار جان خويش دريغ نمي كردند.
جوانان سلحشوري كه به فرمان امام(ره) در پايگاه هاي مقاومت تحت عنوان بسيجي گرد آمده بودند و با كوچك ترين اشاره ايشان به جبهه هاي نبرد هجوم مي بردند  و تا آخرين قطره خون خويش ايستادگي و مقاومت مي كردند وظيفه بسيج فقط به جنگ و مساله نظامي محدود نمي شود و امنيت داخلي كشور در سخت ترين شرايط يعني دوران فعاليت منافقين و ديگر گروه هاي ضد انقلاب كه با كمك كشورهاي خارجي ذي نفع در ايران درصدد آشوب و تنش و تجزيه و جدايي قسمت هايي از خاك كشور بودند، به مدد نيروي بسيج و پايگاه هاي مقاومت حفظ شد. در حوادث طبيعي و بلايا، همچون زلزله، سيل و طرح واكسيناسيون فلج اطفال حضور بسيجيان گره گشاي مشكلات و مايه دلگرمي مردم و مسؤولان بوده است. كما اين كه در حادثه اسفبار زلزله رودبار در سال 1369 سرعت عمل و ايثار نيروهاي مردمي در عمليات نجات به حدي بود كه خارجيان حاضر در منطقه با اظهار تعجب از حضور گسترده بسيجيان اقرار كردند كه به حضور آنان احتياج نيست. در زلزله اسفبار استان قزوين، در همان ساعات اوليه، مردان بسيجي در منطقه زلزله زده در كنار نيروهاي امداد هلال احمر و ... و زنان بسيجي در شهرها با تشكيل صف هاي بسيار طويل اهداي خون و اهداي كمك هاي نقدي و جنسي جهانيان را به تحسين واداشت. امام خميني(ره) در مورخ 2/9/67 در هفته بسيج درباره خطر غفلت از بسيجيان و روحيه بسيجي گري به مسؤولان پيامي را صادر مي فرمايند.ايشان فرمودند: «من دست يكايك شما پيشگامان رهايي را مي بوسم و مي دانم كه اگر مسؤولان نظام اسلامي از شما غافل شوند، به آتش دوزخ الهي خواهند سوخت. بار ديگر تأكيد مي كنم كه غفلت از ايجاد ارتش بيست ميليوني (بسيج) سقوط در دام دو ابرقدرت جهاني را به دنبال خواهد داشت. من از تمامي بسيجيان خصوصاً از فرماندهان عزيز آن تشكر مي كنم و از دعاي خير براي اين فرزندان با وفاي اسلام غفلت نخواهم نمود».(9)
آري، مسؤولان در برابر حفظ روحيه ايثار و خدمت كه از ويژگي هاي بسيجيان است، مسؤول هستند، هر گونه تجمل گرايي و عدم كارايي در عرصه مسؤوليت و بي توجهي به روحيه و عواطف مردم خطري است كه مي تواند به نهاد بسيج در عرصه هاي خطر، ضربه وارد كند.

|
امتیاز مطلب : 19
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6


منوی کاربری


عضو شوید


نام کاربری
رمز عبور

:: فراموشی رمز عبور؟

عضویت سریع

نام کاربری
رمز عبور
تکرار رمز
ایمیل
کد تصویری
آخرین مطالب
خبرنامه
براي اطلاع از آپيدت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود



دیگر موارد

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 39
بازدید دیروز : 4
بازدید هفته : 44
بازدید ماه : 43
بازدید کل : 267698
تعداد مطالب : 181
تعداد نظرات : 19
تعداد آنلاین : 1

Alternative content


تبادل لینک هوشمند

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان بسیج بدنه فعال ملت است و آدرس basiji.org لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.  






آمار وب سایت

آمار مطالب

:: کل مطالب : 181
:: کل نظرات : 19

آمار کاربران

:: افراد آنلاین : 1
:: تعداد اعضا : 1

کاربران آنلاین


آمار بازدید

:: بازدید امروز : 39
:: باردید دیروز : 4
:: بازدید هفته : 44
:: بازدید ماه : 43
:: بازدید سال : 1842
:: بازدید کلی : 267698